تبلیغات

پایگاه اطلاع رسانی شیعیان

امان از هجر بی پایان مهدی * غروب جمعه و هجران مهدی * امان از آن زمانی كه بیفتد * به روی نامه ام چشمان مهدی * دلش میگیرد و با چشم گریان * بگوید این هم از یاران مهدی

 
 
موضوعات سایت
قرآن
تفسیر سوره یس

نهج البلاغه
خطبه بدون الف
خطبه بدون نقطه

صحیفه سجادیه
نیایش برای طلب آمرزش گناهان‏
نیایش و دعا برای پدر و مادر

شیعه شناسی
آغاز پیدایش شیعه و کیفیت آن
تاریخچه شیعه
دلایل اثبات مکتب شیعه
غدیر حقیقتی انکار نشدنی

وهابیت
شبهات و پاسخ به آن ها
بنیان گذاران عقائد
فتوای وجوب تخریب قبور ائمه
فتوای تکفیر شیعیان
پشت پرده وهابیت
فتواهای خنده دار
تصاویری از جنایات

بیانیه های مراجع تقلید
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله سیستانی

پیامک (SMS)
درباره حضرت مهدی
مناسبت های مذهبی

برخی از احکام شرعی
گوش دادن به موسیقی


پاسخ به شبهات فاطمیه

چرا حضرت علی (علیه السلام) از همسرشان دفاع نکردند؟

چرا با وجود حضرت علی (علیه السلام) حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پشت در رفتند؟

آیا حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین (عمر و ابوبکر) راضی شدند؟

آیا خانه های مدینه در های چوبی داشت؟

آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه انجام گرفته است؟

آیا شهادت محسن با این سخن پیامبر که خطاب به فاطمه زهرا (س) فرمود: تو نخستین کس از اهل بیتم هستى که به من ملحق مى‌شوی، در تعارض نیست؟

آیا عمر بن خطاب به حضرت زهرا جسارت کرده است؟

چرا بنی هاشم و انصار از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نکردند؟


از ولادت تا ظهور

یا مهدی

زندگی نامه
دعاها و زیارات
شعر ها
اسامی و القاب
نشانه های ظهور
دوران غیبت

جستجو


ذکر ایام هفته


شهادت زهرا افسانه نیست

 شهادت
دانلود کلیپ صوتی کوتاهی از بررسی جریان و حوادث شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به نقل از کتب معتبر اهل سنت و دلیل صبر حضرت علی (ع) بر این حادثه

تعظیم شعائر حسینی

 شهادت
مجموعه ای از کلیپ ها و سخنرانی هایی کوتاه از مراجع عظام و علما درباره تعظیم شعائر حسینی و بررسی برخی هجمه های وارد بر نحوه عزاداری + کلیپ مداحی و روضه خوانی

کلام نور


پایگاه اطلاع رسانی تشیع



پاسخ اینترنتی به شبهات ، مسائل شرعی و مطالب و کلیپ های درخواستی

ارسال پیام و درخواست از ما

زندگی نامه امام جعفر صادق (علیه السلام)

 امام جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب(ع)كه كنیه ایشان ابو عبد اللّه است، امام ششم از ائمه اثنى عشر و معصوم هشتم در نظر شیعه امامیه است .

 درباره تاریخ ولادت و وفات و عمر حضرت صادق(ع)شاید اصح و اتقن روایات گفته شیخ مفید در ارشاد باشد: تولد آن حضرت در مدینه در سال 83 و وفات ایشان در شوال سال 148 هجرى و مدفن ایشان در بقیع در كنار پدر و جد بزرگوار و عم بزرگش امام حسن(ع)مى‏باشد.مادر آن حضرت ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود.روایات و نصوصى كه دلالت بر امامت آن حضرت دارد بسیار است.

 لقب آن حضرت صادق بود زیرا هرگز جز سخن درست نفرمود.رسول الله(ص)درباره او خبر داد كه«كلمه حق و پیك صدق است».منصور عباسى همیشه او را با این لقب مى‏نامید.او را فاضل و طاهر و صابر نیز مى‏خواندند ولى اشهر القاب او كه تاریخ ثبت كرده است همان صادق است.

 امام صادق(ع)حدود 12 سال در كنار جدش امام زین العابدین(ع)و 19 سال بعد از رحلت آن حضرت با پدرش امام محمد باقر(ع)به سر برد و بعد از پدر بزرگوارش مدت 34 سال امامت مسلمانان را عهده‏دار بود.آن حضرت ده فرزند داشت به ترتیب ذیل: 1)اسماعیل، 2)عبد الله، 3)ام فروه كه مادر ایشان فاطمه دختر حسین بن على بن حسین علیهماالسلام بود، 4)امام موسى كاظم(ع)، 5)اسحاق، 6)محمد، 7)عباس، 8)على، 9)اسماء، 10)فاطمه،  كه از مادران مختلف بودند.

 اسماعیل بزرگترین اولاد حضرت صادق(ع)بود و حضرت او را بسیار دوست مى‏داشت تا آنجا كه بعضى گمان مى‏بردند او پس از پدرش امام شیعیان خواهد بود.اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت و مردم جنازه او را از عریض(موضعى در مدینه)تا بقیع حمل كردند.پس از وفات حضرت صادق(ع)جمعى همچنان اسماعیل را امام دانستند و فرقه اسماعیلیه از همین جا منشعب شد.

 فقه شیعه امامیه كه به فقه جعفرى مشهور است منسوب به حضرت صادق(ع) است زیرا قسمت عمده احكام فقه اسلامى بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هیچیك از اهل بیت علیهم‏السلام نقل نگردیده است.اصحاب حدیث اسامى راویان ثقه را كه از او روایت كرده‏اند به 4000 شخص بالغ دانسته‏اند.

 در نیمه اول قرن دوم هجرى فقهاى طراز اولى مانند ابو حنیفه و امام مالك بن انس و اوزاعى و محدثان بزرگى مانند سفیان ثورى و شعبة بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور كردند.در این دوره است كه فقه اسلامى به معنى امروزى آن تولد یافته و رو به رشد نهاده است و نیز این دوره عصر شكوفایى حدیث و ظهور مسائل و مباحث كلامى مهم در بصره و كوفه بوده است.

 حضرت صادق(ع)در این دوره در محیط مدینه كه محل ظهور تابعین و محدثان و راویان و فقهاى بزرگ بود رشد كرد اما منبع علم او در فقه نه«تابعان»و نه«محدثان»و نه«فقها»ى آن عصر بودند، بلكه او تنها از یك طریق كه اعلا و اوثق و اتقن طرق بود نقل مى‏كرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر(ع)و او از پدرش على بن الحسین(ع)و او از پدرش حسین بن على(ع)و او از پدرش على بن ابى طالب(ع)و او هم از حضرت رسول(ص)بود.

 این طریق عالى در صورتى است كه ما با اهل سنت مماشات كنیم و به زبان و اصطلاح ایشان سخن بگوییم و گر نه بر طبق مبانى اعتقادى شیعه امامیه علوم ائمه اثنى عشر(ع)علم لدنى و از جانب خداست و این ائمه بزرگوار در مواردى كه روایتى از آباء طاهرین خود نداشته باشند، خود منبع فیاض مستقیم احكام الهى هستند و حاجتى به«حدثنا»و نظائر آن ندارند.

 همین نكته است كه اهل سنت از آن غفلت دارند و چون مى‏بینند بعضى از امامان معصوم احادیث را از طریقى كه معروف ایشان است روایت نكرده‏اند آنها را در عداد«علما»قرار نداده‏اند و ندانسته‏اند كه این زحمات ایشان در راه نقد رجال حدیث و تألیف كتبى درباره راویان حفاظ و ثقات و غیره كه سرانجام هم به نتایج چندان مثبتى نمى‏رسد براى بدست آوردن احادیثى است كه سلسله روات آن همه ثقه و عادل و حافظ باشند و این حكم به تصدیق همه بزرگان ایشان درباره ائمه شیعه(ع)صادق است و بنابر این روایتى كه سند آن منحصرا این امامان باشد اعلا و اوثق روایات است، تا چه رسد به اینكه خود ایشان به جاى«سند»مستند و اصل باشند.

 معهذا اهل سنت و جماعت در برترى علمى و روحانى حضرت صادق(ع) متفقند، چنانكه امام ابو حنیفه گفته است: «جعفر بن محمد افقه اهل زمان بود.» امام مالك گفته است: «هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و در خاطر هیچكس خطور نكرده كه در فضل و علم و ورع و عبادت، كسى بر جعفر بن محمد مقدم باشد.» ابن خلكان در وفیات الاعیان آورده است: «مقام فضل جعفر بن محمد مشهورتر از آن است كه حاجت به شرح و بیان باشد.» ابن حجر هیتمى در الصواعق المحرقة نوشته است: «جعفر بن محمد در سراسر جهان اسلام به علم و حكمت مشهور بود و مسلمانان علم را از وى آموخته و نقل كرده‏اند.»و نیز گفته‏اند كه وى هنوز نوجوان بود كه علما و محدثین و مفسرین عصر از محضرش كسب فیض مى‏كردند.

 حضرت صادق(ع)كه در میان ائمه(ع) از عمر نسبتا طولانى برخوردار بوده است در عصر خود مرجع دینى شیعیان و معتقدان به اهل البیت بوده است.خود آن حضرت در آشفته بازار حدیث و مدعیان علم و دین و فقه، ابواب علم را بر روى دوستان و معتقدان خود گشود و فقه اهل بیت را به جهانیان شناساند.ذهبى در سیر اعلام النبلاء(ج 6/257)مى‏گوید: از عمرو بن ابى المقدام روایت شده است كه(مى‏گوید)هر گاه به جعفر بن محمد(ع)نگاه مى‏كردى در مى‏یافتى كه او از نسل پیامبران است.او را دیدم كه در«جمره»ایستاده بود و مى‏گفت: «از من بپرسید، از من بپرسید»و نیز از صالح بن ابى الاسود روایت شده است كه گفت: شنیدم كه جعفر بن محمد مى‏گفت: پیش از آنكه مرا از دست بدهید از من بپرسید، زیرا كسى پس از من به مانند حدیث من شما را حدیث نخواهد كرد.این فرمایش حضرت صادق(ع)مؤید گفته ماست، زیرا حدیث او از طریقى بود كه هیچیك از محدثان دیگر آن طریق را نداشتند.

 «فقه جعفرى»چون بر مبناى علم مستقیم و مستند به منبع وحى است مخالف قیاس است.ولى ابو حنیفه كه معاصر آن حضرت بود چنانكه مشهور است بیشتر احادیث مشهور میان معاصران خود را قبول نداشت و ناچار بود كه در بسیارى از موارد به جهت فقدان دلیل نقلى دست به قیاس بزند.

 روایاتى كه از حضرت صادق(ع)در مذمت قیاس و نهى از به كار بردن آن در احكام شرعى در كتب شیعه آمده است معروف است، زیرا آن حضرت مى‏فرمودند كه با دسترسى به منبع علم دیگر حاجتى به قیاس نیست و چه بسا كه قیاس خطا كند و قیاس كننده را در خطا و ضلالت افكند.

 امام مالك بن انس پیشواى مذهب فقهى مالكى چون اهل مدینه بود و در آن شهر بزرگ شده بود عمل اهل مدینه را منبع مهم و عمده فقه اسلامى مى‏شمرد زیرا به گفته او مردم این شهر احكام فقهى را از پدران و اجداد خود كه افتخار هم عصرى با حضرت رسول(ص)و اصحاب را داشته‏اند فرا گرفته‏اند و بنابر این عمل ایشان مى‏تواند معیار و مأخذ خوبى براى اطلاع از افعال و اقوال رسول الله(ص)و اصحاب او باشد. این معیار بیشتر از همه در خاندان آن حضرت و اهل بیت (ع)موجود بود. امام على(ع)نزدیكترین شخص به حضرت رسول(ص)بوده،  افعال و اقوال رسول الله (ص) بیش از همه در افعال و اقوال امام على(ع)منعكس بود. همینطور افعال و اقوال على(ع)در فرزندانش حسن و حسین و احفاد و اسباطش على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد علیهم‏السلام بهتر و بیشتر از هر كس دیگر تجلى مى‏كرد.پس فقه جعفرى از این جهت بر فقه مالكى ارجحیت آشكارى دارد.

 فقه شافعى كه دنباله فقه مالكى و صورت كاملتر و گسترده‏تر آن است نیز از جهت مبانى و موازین نمى‏تواند با فقه اهل البیت هم‏تراز باشد و فقه احمد بن حنبل هم كه تكیه عمده بر احادیث و روایات دارد به همین حال است.

 دوران امامت حضرت صادق(ع)یكى از ادوار پر آشوب تاریخ اسلام است.این دوره كه از سال 114 هجرى تا سال 148(سال وفات آن حضرت)طول كشیده است شاهد ظهور و قتل زید بن على بن الحسین(122 ه.ق.)انتقال خلافت از بنى امیه به بنى عباس(132 ه.ق.)كشته شدن ابو مسلم خراسانى(137 ه.ق.)كشته شدن عبد اللّه بن حسن بن حسن در زندان منصور و كشته شدن فرزندان او محمد بن عبد الله ملقب به نفس زكیه و ابراهیم بن عبد الله معروف به قتیل باخمرى(145 ه.ق.)و بناى شهر بغداد(سال 145 و 146 ه.ق.)است.

 آن حضرت در این حوادث مهم سیاسى مورد توجه و نظر عده زیادى از مسلمانان بود و حتى بسیارى از مردم او را براى خلافت مناسبتر و شایسته‏تر از سفاح و منصور مى‏دانستند، اما او بینش سیاسى و دورنگرى عمیقى از خود نشان داد و چون مى‏دانست كه جریان حوادث در مسیرى دیگر و بر خلاف مقاصد واقعى اسلام و اهل سنت است خود را از فتنه‏ها و آشوبهاى زمانه دور نگاه داشت و با این وسیله مشعل فروزان امامت و علم را كه بسیار مورد نیاز اهل آن عصر بود از خاموشى در امان داشت.

 در اواخر خلافت بنى امیه، داعیان بنى عباس در خراسان به شدت بر ضد بنى امیه تبلیغ مى‏كردند و سران سپاه را مخصوصا در خراسان به بیعت بنى عباس فرا مى‏خواندند و این امر در زیر پوشش دعوت به«رضى من آل محمد»صورت مى‏گرفت یعنى دعوت به كسى كه مورد رضایت مردم باشد و از«آل محمد»باشد.بعضى از علویان فریفته ظاهر«رضى من آل محمد»شده بودند و مى‏پنداشتند در صورت سقوط بنى امیه مردم به ایشان روى خواهند آورد.سر دسته این علویان عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب(ع)و دو پسرش محمد بن عبد الله و ابراهیم بن عبد الله بودند.چون اخبارى درباره ظهور«مهدى»از آل محمد شایع بود و همچنین شایع بود كه نام او و نام پدرش با نام حضرت رسول(ص)و پدر ایشان یكى است، آرزوى علویان حسنى در اینكه«محمد بن عبد الله»همان مهدى موعود باشد و خلافت را قبضه كند خیلى زیاد بود.

 اما جریان حوادث به نوعى دیگر بود و داعیان به سقوط خلافت بنى امیه مردم را در نهان به بنى عباس دعوت مى‏كردند و احفاد عبد الله بن عباس خود را براى تصدى مقام خلافت آماده مى‏كردند و بزرگان آنها در زمان حضرت صادق(ع)ابراهیم امام پسر محمد بن على بن عبد الله بن عباس و برادرانش ابو العباس سفاح و ابو جعفر منصور بودند.

بنا به خبرى كه در مقاتل الطالبیین آمده است روزى در سالهاى آخر خلافت بنى امیه عده‏اى از بزرگان بنى هاشم از بنى عباس و علویان در«ابواء»(موضعى میان مكه و مدینه)جمع شده بودند كه از آن جمله ابراهیم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس و برادرانش ابو جعفر منصور و ابو العباس سفاح از بنى عباس و  عبد الله بن حسن و پسرانش محمد بن عبد الله و ابراهیم بن عبد الله از علویان بودند.در آن مجلس یكى از افراد به نام صالح بن على پیشنهاد كرد كه همگى به یك تن بیعت كنند و او را خلیفه آینده بدانند.عبد الله بن حسن فورا گفت كه مى‏دانید كه این پسر من همان«مهدى»است و بیایید تا با او بیعت كنیم.ابو جعفر منصور گفت چنین است و همه با محمد بن عبد اللّه بیعت كردند.پس از آن به دنبال امام صادق(ع)فرستادند و چون حضرت به آن مجلس آمد و از حقیقت امر آگاه شد فرمود چنین مكنید كه زمان این كار(یعنى ظهور مهدى)نرسیده است و روى به عبد الله بن حسن كرده فرمود: اگر مى‏پندارى كه این پسر تو همان مهدى است چنین نیست و هنوز وقت آن فرا نرسیده است و اگر مى‏خواهید در راه خدا قیام كنید ما به جاى تو با پسر تو بیعت نمى‏كنیم و پس از مشاجره لفظى كوتاه با عبد الله بن حسن فرمود: این خلافت از آن تو و فرزندان تو نخواهد بود بلكه از آن اینها خواهد بود و دست به پشت ابو العباس سفاح زد. پس از آن به راه افتاد و در حالى كه به دست عبد الله بن عبد العزیز زهرى تكیه داده بود خطاب به او فرمود: آیا صاحب«رداى زرد»را دیدى؟گفت: آرى، فرمود خلافت از آن او خواهد بود(مقصود ابو جعفر منصور است).

 در این مجلس كه در سالهاى آخر خلافت بنى امیه بوده است و سران بنى عباس در آن حضور داشته‏اند مطلب بر سران مذكور پوشیده نبوده است و ایشان كه در همان وقت داعیان و مبلغانشان همه جا پراكنده بودند از حقیقت قضایا آگاهى داشتند اما چون زیر پوشش دعوت به«رضى من آل محمد»عمل مى‏كردند مى‏خواستند از مقاصد علویان حسنى كه مردم ساده اندیشى بودند آگاه شوند و در وقت مناسب ضربه خود را فرود آورند و مخصوصا ابوجعفر منصور كه مردى بسیار سائس و حیله‏گر بود تظاهر به بیعت با محمد بن عبد الله بن حسن كرد تا كاملا به نیت او پى ببرد.

 اما حضرت صادق(ع)از پشت پرده خبر داشت و به همین جهت در دامى كه منصور براى او گسترده بود نیفتاد.بنا بر روایت مفصلى كه در كافى آمده است عبد الله بن حسن هنگام خلافت منصور از حضرت صادق(ع)دعوت كرد كه در قیام بر ضد منصور به او و پسرانش بپیوندد و آن حضرت به شدت از این امر ابا كرد و او را نیز از این كار نهى فرمود و فرمود كه این پسر تو(یعنى محمد)بر جایى جز دیوارهاى مدینه مالك نخواهد بود و اگر بكوشد حكمش به طائف نخواهد رسید.

 بنا به این روایت محمد بن عبد الله پس از آنكه خروج كرد از حضرت صادق(ع)خواست تا با او بیعت كند و حضرت امتناع كرد و او دستور داد تا آن حضرت را به زندان انداختند.اما روایاتى دیگر هم هست كه حضرت از گرفتارى عبد الله بن حسن و احفاد امام حسن(ع)سخت ملول و دلتنگ بود و نامه‏اى از آن حضرت به عبد اللّه بن حسن نقل شده است كه آن حضرت در هنگام گرفتارى و بردن ایشان از مدینه به كوفه نوشته است و عنوان نامه«إلى الخلف الصالح و الذریة الطیبة من ولد أخیه و ابن عمه»است.در این نامه آن حضرت عبد الله بن حسن و دیگر بنى اعمام خود را از گرفتاریها و مصائبى كه برایشان پیش آمده بود تسلیت داده است و از لحاظ مضمون و محتوا بسیار عالى است.(بحار الانوار، 47/299 به بعد)

 روایات دیگرى هم هست كه به قول مجلسى دلالت دارد بر اینكه اولاد حسن در آن هنگام به حق امام صادق(ع)عارف بوده‏اند.

 در اینجا باید گفت كه اگر چه آن حضرت از بیعت با محمد بن عبد الله ابا كرد اما از قتل اولاد امام حسن(ع)به دست منصور هم ابدا راضى نبود و بلكه ملول و محزون بود و اگر ایشان را از قیام بر ضد منصور نهى مى‏فرمود نه به جهت طرفدارى از منصور بود كه این معنى به دلایل قاطع به هیچ وجه درست نیست بلكه به جهت آن بود كه مى‏دانست در این مبارزه نابرابر اولاد امام حسن(ع)شكست خواهند خورد و كشته خواهند شد و هرگز نمى‏خواست كه چنین حوادثى اتفاق افتد و بر حسب وظیفه شرعى،  ایشان را از وقوع در مهلكه باز مى‏داشت، اما نفس قیام بر ضد منصور و خلفاى بنى عباس و عمال ایشان در نزد امام امرى درست بود زیرا قیام بر ضد ظلم و سیاهكارى بود.

 منصور پس از غلبه بر محمد بن عبد الله و ابراهیم بن عبد الله،  امام صادق(ع)را از مدینه به عراق فرا خواند.روایات متعددى در باب رفتن حضرت صادق به نزد منصور در دست است و مجلسى آنها را در بحار الانوار در شرح احوال امام صادق(ع)در باب«ما جرى بینه علیه‏السلام و بین المنصور و ولاته و سائر الخلفاء و الناصبین...»آورده است.

 از مجموع این روایات چنین بر مى‏آید كه ظاهرا منصور نخست قصد ایذا و اهانت و حتى قصد قتل آن حضرت را داشته است ولى پس از دیدن آن حضرت،  در نتیجه ظهور كرامات و آیات الهى از قتل آن حضرت چشم پوشیده و او را با احترام برگردانده است.

 اگر ما بعضى از خوارق عاداتى را كه در این ملاقات به آن حضرت نسبت داده شده است كنار بگذاریم و بخواهیم بر طبق موازین عام تاریخى نه دینى و مذهبى و اعتقادى اظهار نظر كنیم، باید بگوییم كه منصور پس از آنكه خیالش از جانب اولاد امام حسن(ع)آسوده شد و براى او مخالفى نماند از نفوذ معنوى و روحانى حضرت صادق(ع)كه تنها فرد شاخص و مبرز علویان و مطمح نظر علما و بزرگان عصر بود در اندیشه فرو رفت زیرا چه پیش از كشته شدن حسنیان و چه پس از قتل ایشان هیچ شخصیتى در جهان اسلام از لحاظ معنویت و شرافت حسب و نسب بالاتر از امام صادق(ع)نبود و چون امام نه خروج كرده بود و نه كسى را بر ضد عباسیان تحریك و اغوا كرده بود بهانه‏اى براى جلب و حبس و ایذاى او در دست نبود.

 به هر حال منصور كه از اندیشه نفوذ شخصیت امام خواب راحت نداشت او را از مدینه فرا خواند و قصدش كشتن او بود.اما همینكه او را مى‏بیند و جمال و هیبت و وقار او را مشاهده مى‏كند و پاسخهاى متین و محكم او را به سؤالات خود مى‏شنود خود تحت تأثیر شخصیت او قرار مى‏گیرد و نه تنها از قتل و آزار او صرف نظر مى‏كند، بلكه او را با احترام بى‏مانندى روانه منزل مى‏سازد.

 جلالت قدر و عظمت شأن حضرت صادق(ع)و پدر بزرگوارش امام باقر(ع)به اندازه‏اى بود كه جمعى از شیعیان و پیروان ناآگاه در حق ایشان غلو كردند و مقام ایشان را تا به مرتبه الوهیت بالا بردند.از جمله این اشخاص ابو الخطاب محمد بن ابى زینب مقلاص بن الخطاب الاجدع اسدى است كه بارها به جهت عقاید افراطى و غلوآمیز در حق آن حضرت،  از سوى ایشان مورد لعن و نفرین قرار گرفته است و اخبار او در رجال كشى(290-308)آمده است.

 در یكى از این روایات حضرت صادق(ع)به صراحت عقیده ابو الخطاب را درباره اینكه آن حضرت علم غیب دارد نفى فرموده است و فرموده است: «و اللّه الذی لا إله إلا هو ما أعلم الغیب و لا آجرنی الله فی أمواتی و لا بارك فی أحیائی إن كنت قلت له...»یعنى: سوگند به خدایى كه آفریننده‏اى جز او نیست كه من غیب نمى‏دانم و خداوند از مردگان من پاداش نیك به من ندهاد و از خویشان من مرا خیر و بركت نبخشایاد اگر من چنین چیزى به او گفته باشم...»آنگاه فرمود كه من با عبد الله بن حسن زمین محصورى را كه من و او در آن شریك بودیم قسمت كردیم و در این قسمت زمینهاى هموار و آبگیر به او رسید و زمینهاى درشت و ناهموار به من رسید و اگر من علم غیب مى‏دانستم چنان مى‏كردم كه كار بر عكس مى‏شد و زمینهاى هموار و آبگیر به من مى‏رسید.

 در روایت دیگر ابو بصیر به حضرت صادق عرض مى‏كند كه آنها(یعنى خطابیه)مى‏گویند شما شمار قطره‏هاى باران و عدد ستارگان و برگهاى درختان و شمار خاكها و وزن دریاها را مى‏دانید، حضرت سر به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: «سبحان الله، سبحان الله نه، به خدا كه اینهمه را جز خدا كسى نمى‏داند.»

 از اصحاب مشهور حضرت صادق(ع)مفضل بن عمر جعفى كوفى است كه از خواص آن حضرت بوده است و روایاتى در مدح او از حضرت صادق و حضرت كاظم(ع)روایت شده است. خبر مشهور به«توحید مفضل بن عمر» كه مشتمل بر دلایل اثبات صانع و توحید خداوند است از راه او از حضرت صادق(ع)روایت شده است و این خبر به تمامى در كتاب التوحید از بحار الانوار مجلسى(ج 3)مندرج است و همینطور است خبر معروف به خبر«اهلیلجه»كه مفضل از حضرت صادق(ع)نقل كرده است.

 معروف است كه ابو عبد الله جابر بن حیان صوفى كوفى كه در فن كیمیا كتابهاى متعددى از او باقى مانده است از شاگردان امام صادق(ع)بوده است،  ولى در میان اصحاب حضرت صادق(ع)در كتب شیعه نامى از جابر بن حیان نیست.ابن ندیم در الفهرست(354-355)مى‏گوید شیعه او را از بزرگان خود و یكى از«ابواب»مى‏شمارند و مى‏پندارند كه او یار امام جعفر صادق(ع)بوده است.به هر حال به طور قطع نمى‏توان سخنى در این باب گفت.

 در باره كمالات معنوى و سجایاى اخلاقى امام صادق(ع)  در همه كتب رجال و سیره سخنها رفته است.حافظ ابو نعیم اصفهانى در حلیة الاولیاء(3/115)مى‏گوید: «امام ناطق و پیشتاز مراحل كمال ابو عبد الله جعفر بن محمد صادق روى به عبادت و خضوع آورده و عزلت و خشوع را بر ریاست و اجتماعات ترجیح داده بود»و نیز گوید«بعد از نماز عشا و گذشتن پاسى از شب انبانى از نان و گوشت و مقدارى پول بر دوش مى‏گرفت و به طور ناشناس به در خانه فقراى مدینه مى‏رفت و آن نان و غذا را بین آنها قسمت مى‏كرد.آنها زمانى ولى  نعمت خود را شناختند كه آن حضرت وفات یافت.»

 ابن شهر آشوب ساروى در مناقب از انس بن مالك روایت كرده است كه آن حضرت پیوسته در یكى از این سه حال بود یا صائم بود یا نماز مى‏گزارد و یا ذكر خداى مى‏كرد. محضرش پربار،  حدیثش بسیار و معاشرتش شیرین و دلنشین بود.

 عبد الله بن جعفر پس از اسماعیل بزرگترین فرزند حضرت صادق(ع)بود، اما در او صفاتى كه او را شایسته امامت كند وجود نداشت اما باز كسانى پیدا شدند كه او را امام دانستند و این عده به«فطحیه»معروف هستند.محمد بن جعفر فرزند دیگر امام در زمان مأمون قیام كرد و او را گرفتند و به خراسان بردند او در آنجا با حرمت و اعتبار مى‏زیست تا وفات یافت. پس از وفات حضرت صادق(ع)امامت به اجماع شیعه امامیه، به دلایل و نصوصى كه در كتب مفصل مذكور است به امام موسى الكاظم(ع) رسید.

مكتب و راویان امام صادق(ع)

  عصر امام صادق(ع)از متحولترین اعصار در تاریخ فقه و حدیث و كلام و تصوف اسلامى است.نهضت علمى جمع و تدوین حدیث به تشویق عمر بن عبد العزیز از اوایل قرن دوم آغاز شده بود.ذهبى در حوادث سال 143 ه.ق. مى‏گوید در این سال بود كه در مكه و مدینه علما شروع به تدوین حدیث كردند و ابن جریج(یا جریح)(م ح 149 ه.ق.)و محمد بن اسحاق(م 151 ه.ق.)و مالك بن انس(م 179 ه.ق.)و بسیارى دیگر از كبار محدثان اقدام به جمع و ثبت حدیث مى‏كردند، و چنانكه خواهیم دید بسیارى از بزرگان و محدثین اهل سنت یا مستقیما شاگرد حضرت صادق(ع)بوده‏اند، یا از آن حضرت روایت كرده‏اند.در عالم تشیع نیز به ارشاد امام باقر(ع)(57-104 ه.ق.)شاگردان ایشان كتابت حدیث را آغاز كرده بودند.علم فقه نیز در كمال شكوفایى بود و در همان زمان كه امام صادق(ع)با پرداختن به بسیارى از ابواب فقه و بیان احادیث و احكام فقهى مذهب فقه جعفرى را كه به نام خود ایشان نامبردار است تحكیم مى‏كرد، مذاهب بزرگ فقهى دیگرى نیز در عالم تسنن در شرف شكل گیرى بود.

  ابو حنیفه نعمان بن ثابت(م 150 ه.ق.)مؤسس مذهب فقهى حنفى از كبار شاگردان امام صادق(ع)بود و این سخنان او مشهور است كه«عالمتر از جعفر بن محمد ندیده‏ام»و«اگر دو سال در زندگى من نبود از دست رفته بودم»و منظورش از آن دو سال، ایامى است كه مجالستهاى مكررى در مدینه و كوفه با امام صادق(ع)داشته است.

 مالك بن انس(م 179 ه.ق.)بنیانگذار مذهب فقهى مالكى و صاحب كتاب موطأ كه از قدیمترین مجامیع حدیث و منابع فقهى در عالم اسلام است، با امام(ع)پیوند نزدیك و به ایشان ارادت بسیار داشت.این گفته او در حق حضرت مشهور است: «ما رأت عین أفضل من جعفر بن محمد»(هیچكس انسانى فاضلتر از جعفر بن محمد ندیده است)و گاه با این عبارت احترام آمیز: «حدثنی الثقة بعینه جعفر بن محمد»از ایشان حدیث روایت مى‏كند.دو تن دیگر از مؤسسان مذاهب بزرگ فقه اسلامى، یعنى محمد بن ادریس شافعى و احمد بن حنبل، با آنكه صحبت و محضر امام صادق(ع)را درك نكرده بودند، براى ایشان احترام شایان قائل بوده و از ایشان نقل روایت كرده‏اند.

 از نظر علم كلام نیز این عصر، دوره تكوین بسیارى مكاتب و مذاهب كلامى است.از جمله تكوین مكتب معتزله با الهام از اندیشه‏هاى حسن بصرى(21-110 ه.ق.)و كوشش واصل بن عطا(80-180 ه.ق.)و ابو هذیل علاف(متوفى در اوایل قرن سوم)كه با بعضى از اصحاب امام صادق(ع) مباحثه داشته است و فرقه جهمیه جبرگرا به كوشش جهم بن صفوان(م 128 ه.ق.)در همین عصر است.

  مانویت - كه در این عصر غالبا«زندقه»نامیده مى‏شود - رواج بسیار داشت.امام صادق(ع)مناظره‏هاى سنجیده و مستدلى با ارباب ملل و نحل و فرق و مذاهب مخصوصا با دهریان و زندیقان و آزاد اندیشان زمانه داشتند.مباحثه‏ها و مناظره‏هاى حضرت با عبد الكریم بن ابى العوجاء معروف و متن كامل یا ملخص بعضى از آنها در اصول كافى نقل شده است.

 هشام بن حكم كه اهل كلام و فلسفه بود و به انواع مكاتب كلامى عصر گرایش یافته و از آنها سرخورده بود، با راه یافتن به حضور امام(ع)و طرح چندین سؤال، شیفته مشرب عقلى و استدلالى ایشان شد.

 از بزرگان صوفیه قرن دوم ابراهیم بن ادهم، مالك بن دینار، سفیان ثورى و فضیل عیاض به حضرت صادق(ع)و آرا و اندیشه‏هاى ایشان گرایش داشته‏اند.

 شیخ مفید در ارشاد، طبرسى در اعلام الورى و ابن شهر آشوب در مناقب تصریح كرده‏اند كه شاگردان و روایت كنندگان از امام صادق(ع)چهار هزار نفر بوده‏اند.مى‏گویند فقط در كوفه نهصد شیخ بوده‏اند كه همه مى‏گفتند: «حدثنى جعفر بن محمد»(الامام الصادق، اسد حیدر، 2/398).اشهر اصحاب و شاگردان خاص امام صادق(ع)عبارتند از:

 1)ابان بن تغلب(ابو عبد اللّه عثمان بن احمد بجلى كوفى)كه از راویان و یاران امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام موسى كاظم علیهم‏السلام است و ابن ندیم آثار او را نام برده است.

 2)مؤمن الطاق كه متكلم برجسته‏اى بوده است، صاحب كتاب الامامة، كتاب المعرفة، الرد على المعتزلة، كتاب فى امر طلحة و الزبیر.

 3)مفضل بن عمر جعفى كوفى كه عمده شهرت و اعتبارش به خاطر كتاب توحید اوست.

 4)هشام بن حكم(ابو محمد شیبانى كوفى، م 185 ه.ق.)كه از اصحاب امام موسى كاظم(ع)نیز بوده است، صاحب كتاب الامام، كتاب حدوث الاشیاء، كتاب الرد على الزنادقة، و چندین اثر دیگر.ابن ندیم بیست و پنج اثر از آثار او بر شمرده است.

 5)جابر بن حیان كه محققان تاریخ علوم اسلامى و مستشرقان درباره شخصیت او و ارزیابى و نقادى رسائل منسوب به او مخصوصا رسائلى كه در زمینه شیمى است تحقیقات بسیار كرده‏اند.پاول كراوس مجموعه رسائل باقى مانده از او را به طبع رسانده است.بعضى اشارات و عبارات در بعضى رسالات او هست كه پیوند او را با امام صادق(ع)نشان مى‏دهد.اقوال متعارض و افراطى درباره جابر بسیار است.بعضى او را شخصیتى موهوم و غیر تاریخى مى‏دانند، و بعضى او را دانشمندى مسلمان و شیعه، یا متمایل به تشیع، و از شاگردان برجسته امام صادق(ع)مى‏شمارند.

 شش تن از یاران امام صادق(ع)هستند كه به اصحاب سته معروفند و همه حدیث شناسان و رجال شناسان شیعه آنها را توثیق كرده و به جلالت قدرشان اذعان دارند كه عبارتند از: 1)جمیل بن دراج، 2)عبد اللّه بن مسكان، 3)عبد اللّه بن بكیر، 4)حماد بن عیسى، 5)حماد بن عثمان، 6)ابان بن عثمان بجلى.

 این نیز گفتنى است كه در منابع حدیث و متون روایى شیعه از امام صادق(ع)غالبا فقط به كنیه«ابو عبد اللّه»یاد مى‏كنند.

آثار امام صادق(ع)

  غالب آثار امام(ع)به عادت معهود عصر، كتاب مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املاى امام(ع)یا باز نوشت بعدى مجالس ایشان است.بعضى از آثار نیز منسوب است و قطعى الصدور نیست.

 1)از آثار مكتوب امام صادق(ع)رساله به عبد اللّه نجاشى(غیر از نجاشى رجالى)است.نجاشى صاحب رجال بر آن است كه تنها تصنیفى كه امام به دست خود نوشته‏اند همین اثر است.

 2)رساله‏اى كه شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت كرده است و شامل مباحثى در فقه و كلام است .

 3)كتاب معروف به توحید مفضل،  در مباحث خداشناسى و رد دهریه كه املاى امام(ع)و كتابت مفضل بن عمر جعفى است و پیشتر به آن اشاره كردیم.

 4)كتاب الاهلیلجة به روایت مفضل بن عمر كه همانند توحید مفضل در خداشناسى و اثبات صانع است و تماما در بحار الانوار مندرج است.

 5)مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة كه منسوب به امام صادق(ع) است و بعضى از محققان شیعه از جمله مجلسى، و صاحب وسائل و صاحب ریاض العلماء صدور آن را از ناحیه حضرت رد كرده‏اند.

 6)رساله‏اى از امام(ع)خطاب به اصحاب كه كلینى در اول روضه كافى به سندش از اسماعیل بن جابر از امام صادق(ع) نقل كرده است.

 7)رساله‏اى در باب غنایم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

 8)بعضى رسائل كه جابر بن حیان كوفى از امام(ع)نقل كرده است.

 9)كلمات قصار كه بعدها به آن نثر الدرر نام داده‏اند و كلا در تحف العقول مندرج است.

 10)چندین فقره از وصایاى حضرت خطاب به فرزندش امام موسى كاظم(ع)، سفیان ثورى، عبد اللّه بن جندب،  ابى جعفر نعمان احول و عنوان بصرى، كه در حلیة الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

منابع‏

 اعیان الشیعة، سید محسن امین، ج 1

 قاموس الرجال فى تحقیق رواة الشیعة، محمد تقى تسترى، قم، 1391 ه.ق.

 تاریخ طبرى، 3/2509

 وفیات الاعیان، 1/291

 حلیة الاولیاء، 3/192

 الامام الصادق و المذاهب الاربعة، اسد حیدر، نجف، 1383 ه.ق.

 عمدة الطالب، ابن عنبه، 195

 به نقل از نور 2.5


مطالب پیشین


اطلاعات سایت

 

آمار بازدیدكنندگان
كل :



دانلود کلیپ
آیت الله خویی
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله تبریزی
آیت الله بهجت
آیت الله خامنه ای
آیت الله مجتهدی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله سید محمد شیرازی
آیت الله سید صادق شیرازی
آیت الله سیدان
آیت الله بهاء الدینی
آیت الله سبحانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله دستغیب
مرحوم فلسفی
مرحوم کافی
مرحوم خبازیان
علامه عسگری
علامه کرباسچیان
علامه جعفری
علامه طباطبایی
استاد مطهری
شیخ حسین انصاریان
حجت الاسلام هاشمی نژاد
حجت الاسلام افتخار زاده
حجت الاسلام معاونیان
حجت الاسلام فائق
حجت الاسلام میرباقری
حجت الاسلام رفیعی
حجت الاسلام قرائتی

اشعار
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت مهدی (عج)

زندگی نامه معصومین
حضرت محمد(ص)
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسن (علیه السلام)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام سجاد (علیه السلام)
امام محمد باقر (علیه السلام)
امام جعفر صادق (علیه السلام)
امام موسی کاظم (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت امام جواد (علیه السلام)
حضرت امام هادی (علیه السلام)
امام حسن عسگری (ع)
حضرت مهدی (عج)

اخبار شیعیان

پابرهنه و محجبه شدن ملکه انگلیس در امارات + تصاویر
کسی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها) جسارت کند، کافر است
تصویری منتشر نشده از آیت الله سید علی سیستانی
انتقاد آیت الله جوادی ‌آملی از برخی بزرگان اهل ‌سنت
آیت الله سید صادق روحانی: ما در مورد اصل ولایت و امامت جان خود را فدا می کنیم اما با هیچ کس سازش نمی کنیم
ایراد آیت‌الله جوادی‌آملی بر منشور حقوق بشر
adapt: www.shia-news.com


نظر سنجی
به نظر شما كدام یك از گزینه های زیر به تشیع ضرر بیشتری زده اند ؟





العلماء باقون ما بقی الدهر

مراجع تقلید

آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانیآیت الله سید علی سیستانیآیت الله محمد تقی بهجت آیت الله سید علی خامنه ایآیت الله لطف الله صافی گلپایگانیآیت الله علی صافی گلپایگانیآیت الله سید صادق شیرازی

پیوند ها

موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر
وحدت و تفرقه
کوثر (حضرت فاطمه زهرا)
پایگاه پاسخگویی به سوالات دینی
همه چیز درباره امام عصر (عج)
امام حسن مجتبی (علیه السلام)
مرکز دانلود صوت و فیلم مذهبی
سایت بحار
پایگاه جامع تفسیر صوتی قرآن كریم
پایگاه اخبار علما
یا مهدی
پایگاه فرهنگی آخرین وارث
درد دل با خدا
توحید
پایگاه آموزشی خبریIT گل نرگس
آخر الزمان


صفحه خانگی

Powered By www.tashayo.net | سایت تشیع (شیعه)