تبلیغات

پایگاه اطلاع رسانی شیعیان

امان از هجر بی پایان مهدی * غروب جمعه و هجران مهدی * امان از آن زمانی كه بیفتد * به روی نامه ام چشمان مهدی * دلش میگیرد و با چشم گریان * بگوید این هم از یاران مهدی

 
 
موضوعات سایت
قرآن
تفسیر سوره یس

نهج البلاغه
خطبه بدون الف
خطبه بدون نقطه

صحیفه سجادیه
نیایش برای طلب آمرزش گناهان‏
نیایش و دعا برای پدر و مادر

شیعه شناسی
آغاز پیدایش شیعه و کیفیت آن
تاریخچه شیعه
دلایل اثبات مکتب شیعه
غدیر حقیقتی انکار نشدنی

وهابیت
شبهات و پاسخ به آن ها
بنیان گذاران عقائد
فتوای وجوب تخریب قبور ائمه
فتوای تکفیر شیعیان
پشت پرده وهابیت
فتواهای خنده دار
تصاویری از جنایات

بیانیه های مراجع تقلید
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله سیستانی

پیامک (SMS)
درباره حضرت مهدی
مناسبت های مذهبی

برخی از احکام شرعی
گوش دادن به موسیقی


پاسخ به شبهات فاطمیه

چرا حضرت علی (علیه السلام) از همسرشان دفاع نکردند؟

چرا با وجود حضرت علی (علیه السلام) حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پشت در رفتند؟

آیا حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین (عمر و ابوبکر) راضی شدند؟

آیا خانه های مدینه در های چوبی داشت؟

آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه انجام گرفته است؟

آیا شهادت محسن با این سخن پیامبر که خطاب به فاطمه زهرا (س) فرمود: تو نخستین کس از اهل بیتم هستى که به من ملحق مى‌شوی، در تعارض نیست؟

آیا عمر بن خطاب به حضرت زهرا جسارت کرده است؟

چرا بنی هاشم و انصار از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نکردند؟


از ولادت تا ظهور

یا مهدی

زندگی نامه
دعاها و زیارات
شعر ها
اسامی و القاب
نشانه های ظهور
دوران غیبت

جستجو


ذکر ایام هفته


شهادت زهرا افسانه نیست

 شهادت
دانلود کلیپ صوتی کوتاهی از بررسی جریان و حوادث شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به نقل از کتب معتبر اهل سنت و دلیل صبر حضرت علی (ع) بر این حادثه

تعظیم شعائر حسینی

 شهادت
مجموعه ای از کلیپ ها و سخنرانی هایی کوتاه از مراجع عظام و علما درباره تعظیم شعائر حسینی و بررسی برخی هجمه های وارد بر نحوه عزاداری + کلیپ مداحی و روضه خوانی

کلام نور


پایگاه اطلاع رسانی تشیع



پاسخ اینترنتی به شبهات ، مسائل شرعی و مطالب و کلیپ های درخواستی

ارسال پیام و درخواست از ما

زندگی نامه امام محمد باقر (علیه السلام)

 ابو جعفر محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم‏السلام، امام پنجم از ائمه اثنى عشر و یكى از چهارده معصوم(ع)است.

راویان و محدثان شیعه غالبا با كنیه ابو جعفر از آن حضرت یاد كرده‏اند.براى تمایز احادیث منقول از امام نهم، حضرت محمد بن على الجواد علیه‏السلام، كه او نیز كنیه ابو جعفر داشته است، از روایات امام باقر علیه‏السلام، لفظ«ثانى»را به كنیه امام نهم افزوده‏اند(مامقانى، ج 1، ص 188).لقب مشهورشان«باقر»است، اما القاب دیگرى چون«هادى»و«شاكر»هم داشته‏اند(اربلى، ج 2، ص 329).نقش انگشترى ایشان نیز، به روایت ابن عساكر(ص 141)، «القوة لله جمیعا»بوده است.

نسب‏

  حضرت باقر علیه‏السلام از سوى پدر، نوه امام حسین علیه‏السلام و از سوى مادر، نوه امام حسن علیه‏السلام است.مادرشان فاطمه دختر امام حسن علیه‏السلام بود، از این رو در حق او گفته‏اند: علویى بود كه از دو سوى علوى بود و فاطمیى بود كه از دو سوى فاطمى بود.(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 208)

فاطمه بنت الحسن، كه به ام عبد الله(یا ام عبد، یا ام حسن)شهرت داشت، بانویى جلیل القدر بود و از حضرت صادق علیه‏السلام درباره او نقل شده است كه«او صدیقه بود و در آل حسن زنى چون او نبوده است».(كلینى، ج 1، ص 469)

برخى از متأخران چون سبط ابن جوزى(متوفى 645، ص 302)و ابن خلكان(متوفى 681، ج 3، ص 314)مادر امام پنجم را دختر حسن مثنى و نوه امام مجتبى علیه‏السلام دانسته‏اند.این قول صحیح نیست، زیرا مورخان قرن سوم و از جمله یعقوبى(ج 2، ص 305، بلاذرى، ج 1، ص 147)و نیز علوى عمرى، نسب شناس قرن پنجم(ص 20)، تصریح كرده‏اند كه او دختر امام مجتبى علیه‏السلام بوده است.اِرْبِلى(ج 2، ص 332)نیز به نقل از حافظ عبد العزیز جنابذى(متوفى 611)، مادر ام عبد الله را ام فَرْوه دختر قاسم بن محمد ابى بكر(متولد 37)دانسته، كه اشتباه است.زیرا به تصریح علما، از جمله شیخ مفید(ج 2، ص 176، ذهبى 1402-1409، ج 4، ص 406)ام فروه همسر امام باقر علیه‏السلام بوده است.منشأ این اشتباه خطایى است كه در كتابت و نقل رخ داده و بر اثر حذف شدن قسمتى از روایت، عبارت راجع به فرزندان امام باقر علیه‏السلام(یعنى امام صادق علیه‏السلام و عبد الله بن محمد)بخطا به خود آن حضرت نسبت داده شده است.این اشتباه عینا در بحار الانوار(ج 46، ص 218)تكرار شده است، ولى عبارت درست و كامل را ابن سعد(ج 5، ص 235)و ابن جوزى(ج 2، ص 108)آورده‏اند.اربلى، نیز عبارت ابن جوزى را در صفحات بعد(ج 2، ص 359)نقل كرده است.

تولد و وفات‏

 همه منابع محل تولد آن حضرت را مدینه نوشته، ولى در سال ولادتشان اختلاف دارند.بیشتر منابع شیعى تولد آن حضرت را در 57 هجرى دانسته‏اند(كلینى، ج 1، ص 469، اربلى، ج 2، ص 329، مفید ج 2، ص 158، مجلسى، 1403، ج 46، ص 212-219، بیشتر اقوال را آورده است)، و برخى از مورخان اهل سنت نیز بر این قولند(ابن خلكان، ج 3، ص 314)، اما عده‏اى سال 56 را ذكر كرده‏اند(ابن عماد، ج 1، ص 149، ذهبى، 1402-1409، ج 4، ص 401، صفدى، ج 4، ص 102).در روز تولد ایشان نیز اختلاف است.شیخ طوسى(1411، ص 801)، فضل بن حسن طبرسى(ص 259)و دیگران(مجلسى، همانجا)روز ولادت آن حضرت را روز جمعه اول ماه رجب و به گفته طبرسى بعضى تولد ایشان را در سوم صفر مى‏دانند.از معاصران نیز، سید محسن امین(ج 1، ص 650)و حاج شیخ عباس قمى(ج 72 ص 96)آن را سوم صفر یا اول رجب، و از اهل سنت، ابن خلكان(همانجا)سوم صفر ضبط كرده‏اند.

تاریخ رحلت امام باقر علیه‏السلام را با اختلاف پنج سال، از 113 تا 118، ذكر كرده‏اند.ابن سعد(ج 5، ص 238)نخست با نقل خبرى از استاد خود واقدى تاریخ رحلت آن حضرت را سال 117 و مدت عمرشان را 73 سال ذكر مى‏كند، سپس مى‏گوید كه رحلت ایشان را در 118 و 114 هم دانسته‏اند.ابن اثیر(ج 5، ص 180)نیز عمر حضرت باقر علیه‏السلام را 73 سال ثبت كرده و 58 سال را نیز نسبت داده است.اما بیشتر مورخان شیعى و سنى وفات آن حضرت را در 114 و اكثر سیره نویسان شیعه عمر وى را 57 سال دانسته‏اند.(ابن عماد، همانجا، ذهبى، همانجا، مجلسى، 1403، ج 46، ص 212-219 و منابع دیگر)

 به هر حال، 73 سال یقینا نادرست است، زیرا در آن صورت باید در سال 44 متولد شده باشند.اما چون عموم مورخان تولد پدرش على بن الحسین علیه‏السلام را در سال 38 نوشته‏اند و بنابراین در سال 44 آن حضرت بیش از شش سال نداشته است، امكان تولد حضرت باقر علیه‏السلام در سال 44 منتفى است.یعقوبى(ج 2، ص 320)هر چند وفات حضرت باقر علیه‏السلام را به سال 117 مى‏داند، مى‏گوید كه وى 58 سال عمر كرده و در واقعه عاشورا چهار ساله بوده است.اما چون واقعه عاشورا در سال 61 هجرى بوده، وفات آن حضرت سال 114 مى‏شود نه 117.به نظر مى‏رسد كه چون مورخان اهل سنت، ولادت را سال 56 و وفات را 114 ثبت كرده‏اند، باید عمر امام باقر علیه‏السلام را 58 سال بدانند، در حالى كه ابن عماد، صفدى و ذهبى 56 نوشته‏اند.

در ماه و روز رحلت آن حضرت نیز اختلاف است و آن را در ربیع الاول و هفتم ذى الحجه و ربیع الآخر گفته‏اند(مجلسى، همانجا، امین، ج 1، ص 650، قمى، ج 2، ص 135).برخى از مورخان، از جمله ابن خلكان(ج 3، ص 314)و صفدى(ج 4، ص 103)محل وفات او را دهكده‏اى به نام حمیمة واقع در منطقه شراة بین راه مدینه به دمشق(ابن خلكان، ج 2، ص 440)دانسته‏اند.درباره محل دفن آن حضرت، گورستان بقیع در مدینه، اختلافى دیده نمى‏شود.

در روایت ابو بصیر از حضرت صادق علیه‏السلام كه كلینى(ج 1، ص 472)و به نقل از او مجلسى(1453، ج 46، ص 217)آورده است، آن حضرت مى‏فرماید كه پدرم به سال 114 وفات یافت و پس از پدر نوزده سال و دو ماه زنده بود.چون رحلت امام سجاد علیه‏السلام را بیشتر مورخان در محرم نوشته‏اند، ظاهرا رحلت امام باقر علیه‏السلام در ربیع الاول بوده است.ولى از ظاهر تعبیر بیشتر مورخان و صریح عبارت شهید اول(مجلسى، همانجا، به نقل از الدروس)و قمى(همانجا)برمى‏آید كه هفتم ذى الحجه را برگزیده‏اند.

مقام علمى:

همه مؤلفان در ادیان شیعه و سنى سبب ملقب شدن آن حضرت را به «باقر»دانش فراوان او دانسته‏اند، و غالبا این نامگذارى را از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم مى‏دانند كه جابر بن عبد الله انصارى از آن حضرت نقل كرده است.ابن قتیبه(ج 1، ص 212)به مناسبت نقل دیدار زید بن على بن حسین با هشام بن عبد الملك و اعتراض او به هشام به سبب تعبیر توهین آمیز وى نسبت به امام باقر علیه‏السلام، از زید نقل مى‏كند كه لقب باقر را پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم بر محمد بن على نهاد.سپس زید از جابر بن عبد الله نقل كرده كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم از عمر طولانى جابر تا نایل شدن به دیدار فرزندشان«باقر»خبر داده و از او خواسته بود كه چون آن فرزند را دید سلام پیامبر را به او برساند.در این روایت از زبان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم وجه این نامگذارى نقل شده است: یبقر العلم بقرا(علم را به كمال و تمام مى‏شكافد).ابن بابویه(ج 1، ص 233)نیز همین روایت جابر را با اندكى تفاوت با سند از جابر بن یزید جعفى آورده كه جابر بن یزید این توضیح را افزوده بوده است: لأنه بقر العلم، أى شقه شقا(زیرا او علم را شكافت).شیخ مفید نیز این روایت را آورده است.

ابن عماد(ج 1، ص 149)آن حضرت را از فقهاى مدینه برشمرده كه به سبب دانش فراوان و شناختن ریشه و درون آن، او را باقر خوانده‏اند.ابن خلكان(ج 3، ص 314)، صفدى(ج 4، ص 102)و ذهبى(1402-1409، ج 4، ص 402)نیز همین توضیح را آورده‏اند.ابن منظور نیز ذیل ماده«بقر»گفته است كه به محمد بن على بن حسین، رضوان الله علیهم، از آنرو باقر گفته مى‏شد كه علم را مى‏شكافت و ریشه آن را شناخته بود و فروع آن را استنباط مى‏كرد و در دانش«تبقر»مى‏نمود.سپس مى‏گوید: «تبقر»به معناى توسعه در دانش و مال آمده است.مرتضى زبیدى نیز ذیل ماده«بقر»روایت جابر را از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم درباره آن حضرت نقل كرده است.

زمان امام باقر علیه‏السلام، یعنى دهه‏هاى آخر قرن اول و دهه‏هاى اول و دوم قرن دوم هجرى، زمان ظهور فقهاى بزرگ مخصوصا در مدینه بود.در این دوران، مسلمانان كه از فتوحات خارجى و جنگهاى داخلى تا حدودى فراغت یافته بودند(و فقط خوارج و برخى شورشیان، خراسان و مناطقى دیگر را در ناآرامى نگاه داشته بودند-خوارج )از اطراف و اكناف سرزمینهاى اسلامى براى فرا گرفتن احكام الهى و فقه اسلامى به مدینه، كه شهر حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم و اصحاب و تابعان ایشان بود، روى مى‏نهادند.فقها و محدثان بزرگى از جمله سعید بن مسیب(متوفى 94)، عروة بن زبیر(متوفى 94)، خارجة بن زید بن ثابت(متوفى 99)، ربیعة الرأى(متوفى 136)، سفیان بن عیینه و محمد بن شهاب زهرى(متوفى 124)در این شهر جمع بودند.بخصوص كه منع كتابت حدیث در زمان عمر بن عبد العزیز لغو شده بود(عسكرى، ج 2، ص 44).

در این دوران شكوفایى فقه و حدیث بود كه دانش و معرفت امام باقر علیه‏السلام و نیز فرزند او امام صادق علیه‏السلام، بر همگان آشكار شد و اصول و مبانى كلام و فقه و سایر معارف دینى شیعه، كه این دو امام بیش از همه مبین آن بودند، تدوین و توسط راویان و شاگردان ایشان به عالم پراكنده شد.بسیارى از مجتهدان و مؤسسان مذاهب فقهى دیگر از این دو امام فیض برده‏اند و به همین جهت، رایج شدن لقب«باقر»براى امام پنجم، كه لقبى كاملا علمى است، بسیار پر معنى است.نسایى از محدثان بزرگ اهل سنت آن حضرت را از«فقهاى بزرگ تابعین»در مدینه شمرده است(ذهبى، ج 4، 1402-1409، ص 403)و به گفته او، همه حافظان حدیث در استناد و احتجاج به قول آن حضرت اتفاق دارند.ذهبى(همان، ج 4، ص 402)او را جامع مقام علم و عمل و بزرگى و شایسته مقام خلافت دانسته است.شیخ مفید(ج 2، ص 157)درباره جایگاه علمى آن حضرت مى‏نویسد كه بازماندگان صحابه و بزرگان تابعان و رؤساى فقهاى مسلمانان از آن حضرت در مسایل دینى روایت كرده‏اند.به نوشته او، امام اخبار پیشینیان و پیامبران را روایت مى‏كرد.مردم از او در باب مغازى و سیرت و سنت رسول صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم حدیث مى‏آموختند و در مناسك حج، كه از پیامبر نقل مى‏كرد، بر او اعتماد داشتند و از ایشان تفسیر قرآن بر مى‏نوشتند.از عبد الله بن عطاء مكى نقل شده است كه دانشمندان را در هیچ مجلسى كوچكتر از آن ندیده‏ام كه در محضر ابو جعفر دیده‏ام، حكم بن عتیبه(از فقهاى بزرگ كوفه، متوفى 115-ذهبى، 1402-1409، ج 5، ص 208-213)را در پیشگاه او به سان شاگردى نزد استاد دیدم(ابو نعیم، ج 3، ص 186، ابن عساكر، ص 142، مفید، ج 2، ص 106).سبط ابن جوزى(ص 302)این مطلب را به عطا نسبت داده كه ظاهرا!630 خطا در نقل یا در كتابت است.سید محسن امین(ج 1، ص 651)نیز این اختلاف را یادآورى كرده است.

ابو نعیم، ذهبى و ابن شهر آشوب شمارى از محدثان و فقها را به عنوان راویان امام باقر علیه‏السلام نام برده‏اند، كه از آن جمله‏اند: اوزاعى (متوفى 151)، أعمش (متوفى 144)، ابن جریج(متوفى حدود 150)، عطاء بن ابى رباح(متوفى 114 یا 115)، حجاج بن أرطاة، ربیعة الرأى، عمرو بن دینار(متوفى 126)، محمد بن شهاب زهرى ، جابر بن عبد الله انصارى(متوفى 78)، ابو اسحاق سبیعى (متوفى 127)، عبد الرحمن بن كیسان الاعرج، ابو بكر لیث بن سلیم كوفى(متوفى 138 یا 143)و ابو حنیفه نعمان بن ثابت(متوفى 150).بنابر این، عبارت ابن سعد(ج 5، ص 238)كه ضمن اذعان به مقام علمى امام باقر علیه‏السلام(و كان ثقة كثیر العلم)، گفته است: راویان آن حضرت كسانى نیستند كه مقبولیت داشته باشند(لیس یروى عنه من یحتج به)، قابل تأمل و شگفت انگیز است.

در كتابهاى رجالى شیعه نامهاى راویان امام باقر علیه‏السلام ثبت شده و از جمله شیخ طوسى(1380، ص 102-142)آنها را بر اساس حروف تهجى ذكر كرده كه بالغ بر 466 تن مى‏شود.البته با تتبع در اسانید روایات، ممكن است بر شمارى بیش از این دست یافت، همچنانكه احتمال دارد برخى از این نامها به اصحاب امام جواد علیه‏السلام برمى‏گردد.برخى از راویان آن حضرت، مانند جابر بن یزید جعفى، عبد الله بن عطاء مكى و ابان بن تغلب از نظر محدثان اهل سنت نیز محترم بوده‏اند.در این میان، یاران و پروردگان خاص مكتب امام باقر علیه‏السلام كه ناشر و مبین آراء و اقوال آن حضرت بوده‏اند، جایگاه ویژه‏اى دارند.از معروفترین آنان علاوه بر جابر بن یزید و ابان بن تغلب، مى‏توان از كسانى چون ابو حمزه ثمالى، حمران بن اعین، محمد بن مسلم ثقفى، زرارة بن اعین، معروف بن خربوذ، برید العجلى، ابو بصیر اسدى و فضیل بن یسار نیز نام برد.به ابو حمزة ثمالى كتابهایى در حدیث و تفسیر نسبت داده شده و گروهى از بزرگان اهل سنت از او اخذ حدیث كرده‏اند.جابر بن یزید كه به گفته خود فقط 70000 حدیث از امام باقر علیه‏السلام فرا گرفته بود(مجلسى، 1403، ج 46، ص 340)از آن حضرت غالبا با عنوان«وصى الاوصیاء و وارث علم الانبیاء»یاد مى‏كرد(اربلى، ج 2، ص 337، به نقل از مفید).همچنین از محمد بن مسلم روایت شده كه از امام باقر علیه‏السلام درباره 30000 مطلب سؤال كردم(كشى، ص 163 و 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 328).در میان عالمان شیعه شش نفر اخیر از داناترین دست پروردگان امام باقر علیه‏السلام و فرزندش، حضرت صادق علیه‏السلام شناخته شده‏اند و زراره برترین آنهاست(كشى، ص 238).از آنها و دوازده تن دیگر اصطلاحا به عنوان اصحاب اجماع یاد مى‏شود.

مطالب منقول از امام باقر علیه‏السلام در صحاح و سنن اهل سنت اندك است(ذهبى، 1402-1409، ج 4، ص 402)، مثلا بخارى فقط سه حدیث در باب غسل را از آن حضرت نقل كرده كه از جابر بن عبد الله روایت كرده بوده‏اند(بخارى، ج 1، ص 68 و 69).اما در متون حدیثى و فقهى شیعه، اعم از امامیه و اسماعیلیه(مثلا دعائم الاسلام قاضى نعمان).بالاترین رقم حدیث به این امام و فرزندش اختصاص دارد.علت اصلى كم بودن احادیث امام باقر علیه‏السلام، و به طور كلى امامان شیعه در كتابهاى اهل سنت، چند چیز است.از جمله بیشتر راویان این احادیث، شیعیان، و به تعبیر اهل سنت رافضیان، بوده‏اند، و حال آنكه به نقل روایت از قول رافضه، اعتراض و آن را منع كرده‏اند(ابن حجر عسقلانى، ج 1، ص 10-12).دیگر اینكه امام باقر علیه‏السلام بسیارى از مطالب دینى و احكام فقهى را بى‏آنكه به صورت حدیث به پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم نسبت دهد، بیان مى‏كرده است، و این از نظر شیعیان كاملا پذیرفته است.زیرا امام باقر علیه‏السلام را امام معصوم و جانشین پیامبر مى‏دانند كه دانش او به واسطه پدرانش به پیامبر مى‏رسیده است.حتى بنابر یك روایت(مفید، ج 2، ص 167، مجلسى، 1403، ج 46، ص 288)آن حضرت گفته است كه من همه آنچه را كه مى‏گویم به واسطه پدرانم از حضرت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم روایت مى‏كنم كه ایشان آن را از فرشته وحى و او آن را از خدا دریافت كرده است.اما نویسندگان كتب حدیث اهل سنت فقط منقولات از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم صحابه را نقل مى‏كرده‏اند و بالتبع منقولاتشان از امامان شیعه بسیار اندك بوده است.

گفتنى است كه تعداد زیادى روایت نیز از امام باقر علیه‏السلام نقل شده كه ایشان به واسطه پدرانش از پیامبر نقل كرده است.روایات منقول از امام باقر علیه‏السلام در كتب اهل سنت غالبا از این دست است.مثلا احمد بن حنبل در، قسمت راجع به على بن ابیطالب(ج 1، ص 75-160)، هفت حدیث نقل كرده كه امام پنج تاى آنها را از پدران خود و دو تا را از محمد بن حنفیه روایت مى‏كند(ج 1، ص 77-80، 90، 101 و 103).همچنین حاكم نیشابورى از ایشان ده حدیث نقل كرده كه هفت مورد آن را به واسطه پدران خود روایت كرده است(ج 2، ص 22، 428، 588، ج 3، ص 144، 163، 173، 516، 568، ج 4، ص 22، 345).البته در برخى از كتابهاى اهل سنت نام كسانى چون ابن عباس، ابو سعید خدرى، سعید بن مسیب و جابر بن عبد الله انصارى(از جمله-ابو نعیم، ج 3، ص 188)به عنوان مشایخ حدیثى امام باقر علیه‏السلام ذكر شده و نشان مى‏دهد كه امام از آنها نقل حدیث كرده است، اما محققان امامیه  بر اساس این اعتقاد كه امامان شیعه علوم خود را فقط از طریق منابع وحیانى كسب مى‏كرده‏اند، توضیح داده‏اند كه نقل امام از این افراد، بر فرض صحت، بنابر مصالحى بوده است(امین، ج 1، ص 656). بنابر بررسى ذهبى(1392، ج 3، ص 79-80)در صحاح سته، امام باقر علیه‏السلام بجز پدرش امام سجاد علیه‏السلام فقط از عبد الله بن عمر و جابر انصارى روایت كرده است. با اینهمه به كم نقل شدن احادیث روایت شده از امام باقر علیه‏السلام و دیگر امامان اهل بیت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم در كتب صحاح و سنن اهل سنت، انتقاد شده است.

آنچه از امام باقر علیه‏السلام روایت شده در همه زمینه‏هاى علوم اسلامى است، اعم از تفسیر و علوم قرآنى، فقه، كلام، اخلاق، تاریخ، سیره و مسائل نظام آفرینش كه گاهى برخى از شاگردان آن حضرت آنها را به صورت كتاب مستقلى تدوین كرده‏اند.

ابن ندیم(ص 36)كتابى را در تفسیر به امام باقر علیه‏السلام نسبت مى‏دهد كه ابو الجارود از او و ابو بصیر اسدى از ابو الجارود روایت كرده است. این تفسیر در كتب رجال و حدیث بیشتر به تفسیر ابو الجارود مشهور است، ولى چنانكه نجاشى(ص 170)نیز تصریح كرده، از امام باقر علیه‏السلام روایت شده است. آقا بزرگ تهرانى(ج 4، ص 251، 303)احتمال داده كه این تفسیر، املاء امام بر ابو الجارود بوده است. اعتماد بزرگانى از محدثان و دانشمندان نیز شاهدى بر صحت منقولات آن است. یكى از شاگردان على بن ابراهیم قمى روایات این تفسیر را در تفسیر على بن ابراهیم درج كرده و البته، به استنباط آقا بزرگ تهرانى(ج 4، ص 303-306)این شخص، كه انگیزه اصلى او افزودن منقولات از امام باقر علیه‏السلام به تفسیر على بن ابراهیم بوده است، به گونه‏اى عمل مى‏كرده كه بین روایات دو تفسیر تفكیك شود و خوانندگان به خطا نیفتند.

روش و هدفهاى علمى‏

 پیدایش مذاهب كلامى چون مرجئه و معتزله و خوارج، و آشنایى مسلمانان با آراء ادیان دیگر، و حضور پراكنده پیروان سایر ادیان در میان مسلمانان، و ظهور اختلافات فقهى بر اثر عدم دسترسى فقهاى متأخر به سنت نبوى به سبب ممنوعیت طولانى روایت و كتابت حدیث(عسكرى، ج 2، ص 44-58)و انحرافات عملى و فكرى سران سرزمین اسلامى از تعالیم پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم و توجیه حكومت امویان، از طریق ارائه ناقص و تحریف شده تعالیم اسلام، از مهمترین وقایع دوران امام باقر علیه‏السلام بود. گذشته از این، آن دسته از صحابه و تابعان كه به پیروى از امام على علیه‏السلام و جانشینان او معتقد بودند،  به دست حاكمان اموى كشته شده یا بدون امكان انتقال دانسته‏هاى خود به نسل بعد در گذشته بودند. این خلأ از یك سو راه هر نوع اقدام را براى امام باقر علیه‏السلام دشوار ساخته و از سوى دیگر راه را براى جاعلان حدیث و غالیان هموار كرده بود. مراقبتهاى پنهانى مأموران حكومت اموى از آل على و امام باقر علیهم‏السلام، به فرد شاخص این خاندان، تهدیدى جدى براى تلاشهاى آن حضرت به شمار مى‏رفت.

در این شرایط، امام به عنوان عالمى كه دانش خود را از طریق پدرانش از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم دریافته، حلقه‏هاى درسى بزرگى را در مدینه تشكیل داد. او در این كار چهار هدف عمده را پى گرفت:

 1)عرضه دیدگاههاى اسلامى در همه زمینه‏ها، بخصوص درباره پرسشهایى كه دانشمندان سایر ادیان مطرح مى‏كردند. این مطالب هم سبب استوارى ایمان پیروان دین مى‏شد و هم غیر مسلمانان را به برترى اسلام معترف مى‏كرد. بنا بر نقل مفید(ج 2، ص 163)امام باقر علیه‏السلام با هر یك از پیروان عقاید گوناگون(اهل الآراء)كه بر او وارد مى‏شد، مناظره مى‏كرد و مردم مطالب بسیارى را در علم كلام از او فرا گرفتند.

 اشاره به«اهل آراء»در كلام مفید حایز اهمیت است. در روزگار امام باقر علیه‏السلام گرایشها و مذاهب مختلف كلامى پدید آمد و نیز پیروان ادیان دیگر در سرزمینهاى اسلامى زندگى مى‏كردند و میان ایشان و مسلمانان برخوردهاى فكرى روى مى‏داد. بدین طریق، پرسشها و بحثهاى كلامى مطرح مى‏شد و حضرت باقر علیه‏السلام، گذشته از مقام امامت و زعامت شیعیان، به عنوان یكى از دانشمندان بزرگ زمان خود، كه همه دانشمندان اسلامى به برترى علمى او معترف بودند، به پرسشها پاسخ مى‏گفت و در بحثها شركت مى‏جست. به همین دلیل، موضوع بسیارى از احتجاجات آن حضرت و نیز احادیثى كه از ایشان روایت شده، مسائل كلامى است و آنچه امام در این باره فرموده، هم اساس اعتقادات شیعه را تشكیل مى‏دهد و هم در دیدگاههاى كلامى مسلمانان اثر جدى داشته است.

2)روشنگرى نسبت به اشتباهات و انحرافات فقهى،  كلامى،  تفسیرى،  تاریخى و اخلاقى كه یا وابستگان حكومت اموى آن را پدید آورده بودند و یا از عدم اتصال به سنت نبوى ناشى مى‏شد. بنابراین، بیشتر مطالب امام علیه‏السلام به ابوابى از علوم اسلامى اختصاص یافته كه در جامعه اسلامى به صورت نادرست عرضه و به كار بسته مى‏شده است. بر همین اساس، گفته شده كه شمار زیادى از روایات منقول از امام باقر علیه‏السلام، و نیز سایر امامان شیعه، در حكم تعلیقه یا نقد فقه و كلام و سایر علوم اسلامى متداول در روزگار آنان بوده است، به طورى كه در موارد زیادى فهم درست بیانات این امامان بدون آگاهى از نظریات سایر مذاهب اسلامى تا حدى دشوار است(فاضل لنكرانى، ص 14).

مواضع و اقدامات سیاسى‏

امام باقر علیه‏السلام كه بارزترین شخصیت اهل بیت و از نظر شیعیان امام پنجم بود، طبعا از نظر سیاسى بسیارى از مردم و مخالفان حكومت اموى به او روى آوردند و به همین جهت از سوى حكومت بشدت مراقبت مى‏شد. البته به سبب وضع خاصى كه بعد از شهادت امام حسین علیه‏السلام پدید آمد، امام باقر علیه‏السلام بیشتر روش تقیه را پیش مى‏گرفت و بیشتر به تبیین مبانى نظرى خود در قالب درس مى‏پرداخت. از این رو و از آنجا كه همه فعالیتها و جزئیات زندگى آن حضرت در منابع تاریخى، ثبت نشده است، نمى‏توان اقدامات سیاسى چندانى از ایشان سراغ گرفت،  با این حال چند خبر موجود نشان مى‏دهد كه امام باقر علیه‏السلام در مسایل سیاسى بر اساس ملاكها و مبانى خود موضعگیرى داشته و در برخورد با مسائل اجتماعى و سیاسى، به ارشاد پیروان و گاهى سران حكومت مى‏پرداخته است. مثلا در منابع(كلینى، ج 8، ص 120، ذهبى، 1402-1409، ج 4، ص 405، مفید، ج 2، ص 163-164)آمده است كه هشام بن عبد الملك در موسم حج در مسجد الحرام امام باقر علیه‏السلام را دید كه در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال مى‏كنند. این توجه و علاقه مردم نظر او را جلب كرد، از اطرافیان نام وى را پرسید و چون گفتند كه او محمد بن على است، شگفت زده، گفت: «همان كه مردم عراق فریفته اویند»یا«امام مردم عراق!». در روایتى دیگر(كلینى، ج 1، ص 471)آمده است كه هشام(گویا بعد از همین موسم حج)امام باقر علیه‏السلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیه‏السلام به شام فرا خواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یكجا سلام كرد، بر خلاف رسم متعارف، خلیفه اموى را امیر المؤمنین نخواند و بدون كسب اجازه نشست. هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود كه چرا شما مردم را به امامت خود فرا مى‏خوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلى همین شیوه را به كار گرفتند. آنگاه امام صریحا از جایگاه اهل بیت پیامبر در دین و اینكه آنان عهده‏دار هدایت مردمند، سخن گفت، همچنین به گذرا بودن حكومت امویان اشاره كرد. هشام ابتدا او را به زندان افكند، ولى بعد، ناگزیر به آزاد كردن و برگرداندن آنان به مدینه شد.

 از این دو گزارش برمى‏آید كه حركت امام باقر علیه‏السلام در دعوت به سوى امامت اهل بیت و معرفى مقام و نقش آنان در دین و نیز نفى حقانیت خلافت اموى كه هشام از آن به ایجاد اختلاف در میان امت تعبیر كرده است حركتى گسترده و غیر قابل انكار بوده و لااقل در بخشى از سرزمین اسلامى تأثیر جدى گذاشته بوده است.

 این نكته را نیز نباید از نظر دور داشت كه مطرح كردن مرجعیت علمى اهل بیت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم-كه امام باقر علیه‏السلام شخصیت برجسته ایشان در آن دوره بود-در حقیقت، به معناى تبیین جایگاه سیاسى آنان نیز بوده است و خلیفه اموى، یا امام باقر علیه‏السلام و یا دیگران، این دو را از یكدیگر جدا نمى‏دانسته‏اند.

در گزارش دیگرى كه ابن ابى الحدید(ج 11، ص 43-44)نقل كرده است، امام به افشاگرى كارهاى امویان از ابتدا تا روزگار خود پرداخته و شیوه‏هاى حكام اموى را در باز داشتن مردم از گرایش به اهل بیت، ساختن احادیث دروغین، آزار رساندن به شیعیان، تخریب شخصیت امامان اهل بیت و به شهادت رساندن آنها آشكار كرده است.

 امام در این گفتار از تاریخ سراسر رنج و ناملایم بعد از رحلت پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم سخن گفته، به دوره امامت حضرت على علیه‏السلام و ضدیتهاى معاویه با آن حضرت، دوران امام حسن علیه‏السلام و خیانت مردم به او كه به صلح با معاویه منجر شد، دعوت مردم كوفه از امام حسین علیه‏السلام و پیمان شكنى آنها اشاره، و از راویان دروغپردازى كه با دریافت مال به سود امویان حدیث سازى كردند، و نیز آزارهاى گوناگونى كه به دست حكام اموى بر پیروانشان رفته، شكوه كرده است. انتقاد صریح امام از خلیفه اموى در برخى موارد و در حضور طرفداران او(از جمله-زمخشرى، ج 3، ص 514)، نهى برخى شیعیان از قبول مناصب رسمى از آن رو كه ممكن است در اقدامات نابجاى حاكمان ظالم شریك شوند(كشى، ص 204)و تكریم او از برادرش زید(همان، ص 231-232)نیز از جمله گزارشهایى است كه در دست است. با اینهمه آن حضرت از هر گونه اقدام سیاسى عمومى پرهیز مى‏كرد و به پیروان نزدیك خود مى‏گفت كه اعتماد كافى به مردم عراق ندارد. هنگامى كه برید عجلى از بسیارىِ شیعیان در عراق و آمادگى آنها براى فرمانبردارى از امام سخن گفت، آن حضرت ضمن تأیید كثرت شیعیان عدم اعتماد خود را به آنها بیان و تصریح كرد كه هنوز شرط لازم براى فداكارى در راه حق را احراز نكرده‏اند.(حر عاملى، 1403، ج 3، ص 425)

 علاوه بر این،  امام هر جا كه مصلحت امت ایجاب مى‏كرد از راهنمایى حاكمان اموى نیز دریغ نداشت، توصیه او به عبد الملك مروان براى ضرب سكه به جاى استفاده از سكه‏هاى رومى، در پاسخ به تهدید امپراطور روم، در برخى منابع نقل شده است. نكته جالب توجه در این ماجرا آن است كه عبد الملك نه از روى رغبت بلكه از روى ناچارى حضرت باقر علیه‏السلام را با احترام به شام آورد و آن حضرت نیز با تأكید بر حقانیت اسلام او را راهنمایى كرد.(بیهقى، ج 2، ص 232-236، دمیرى، ج 1، ص 90-92 به نقل از بیهقى)

امامت امام باقر علیه‏السلام

از منابع راجع به فرق اسلام و فرق شیعى مانند كتابهاى على بن اسماعیل اشعرى(ج 1، ص 88-97)، سعد بن عبد الله اشعرى(ص 74-76)و نوبختى(ص 91-94)و نیز متون حدیث و آثار كلامى امامیه برمى‏آید كه در میان شیعیان نسبت به امامت حضرت باقر علیه‏السلام اختلاف اساسى وجود نداشته است و فقط گروهى اندك بعدها از امامت او برگشته و به بتریه پیوسته بودند.(كشى، ص 237-238)

 این امر اساسا از دیدگاه شیعه به مسئله امامت ناشى مى‏شود كه آن را همانند نبوت منصبى الهى مى‏دانند و در اثبات آن به نص جلى، تصریح بر عصمت و صدور معجزه و كرامت استناد مى‏كنند. بنا بر این، اكثریت مسلمانان آن روز كه براى اثبات جانشینى پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم و زعامت مسلمانان به ملاكهایى دیگر چون شورا، انتخاب اهل حل و عقد و اجماع مردم مدینه معتقد بودند، هیچ گاه امامت امام باقر علیه‏السلام را مگر در مقام بیان شایستگیهاى آن حضرت، مطرح نمى‏كرده‏اند. در میان شیعیان نیز بعد از شهادت امام حسین علیه‏السلام گروهى به نام كیسانیه محمد بن حنفیه را امام خواندند و سپس مدعى زنده بودن و غیبت او شدند. (نوبختى، ص 47-60، على بن اسماعیل اشعرى، ج 1، ص 90-96، سعد بن عبد الله اشعرى، ص 25-44). سرحوبیه نیز گروهى دیگر بودند كه امامت را در فرزندان امام حسن یا امام حسین علیهماالسلام بدون تعیین و معرفى، مستمر دانستند. اینها چندان نپاییدند و در قیام زید به او پیوستند(نوبختى، ص 85-88، سعد بن عبد الله اشعرى، ص 71-72). در این میان بیشترین افراد شیعه معتقد به امامت حضرت على بن الحسین علیه‏السلام شدند و بعد از وفات او به فرزندش امام باقر علیه‏السلام گرویدند.

اما زیدیه كه خود را پیرو زید بن على بن الحسین مى‏دانند، گذشته از اینكه در دو دوره متأخر از زمان امام باقر علیه‏السلام و زید شكل گرفته‏اند(زید هرگز داعیه امامت نداشته است-مفید، ج 2، ص 172، تسترى، ج 4، ص 259-276)اساسا با دیدگاههاى شیعه توافق ندارند. آنها به نص بر امامت و تصریح بر عصمت معتقد نیستند و زید را از آنرو كه«قیام به سیف»كرد، امام مى‏دانند. به این ترتیب، با ملاكهاى شیعى براى امام، فرد دیگرى جز ابو جعفر محمد بن على بن الحسین به جانشینى امام چهارم معرفى نشده و هیچیك از برادران او ادعاى امامت نداشته است. این اختلاف نسبت به برخى از امامان پیش آمده است(براى توضیح بیشتر-امامت ، زیدیه ، كیسانیه ).

 البته از برخى احادیث مى‏توان دریافت كه شمارى از فرزندان امام مجتبى علیه‏السلام(ولد الحسن)مدعى امامت و سرپرستى اهل بیت بوده و از قبول امامت حضرت باقر علیه‏السلام با آنكه به مقام او اقرار داشته‏اند، تن مى‏زده‏اند.(كلینى، ج 1، ص 305-306، مجلسى، 1363 ش، ج 3، ص 324)

براى اثبات امامت حضرت باقر علیه‏السلام، به چندین حدیث معتبر از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم و امامهاى پیشین، خصوصا امام سجاد علیه‏السلام، استناد شده و حتى برخى از متكلمان آنها را متواتر خوانده‏اند.(طوسى، 1394، ج 4، ص 194) در این احادیث هم به عصمت آن حضرت و هم به امامت او تصریح شده است.(كلینى، ج 1، ص 305-306، بیاضى، ج 2، ص 161-162، مجلسى، 1403، ج 46، ص 229-233، حر عاملى، 1357 ش، ج 5، ص 261-265)

برخى(علم الهدى، ص 503، طوسى، 1394، ج 4، ص 193)با توجه به این احادیث، ضمن یادآورى دیدگاه زیدیه درباره امامت و تفاوت آن با نظرگاه شیعى، امامت زید بن على را كه نصى بر عصمت او وجود ندارد، نفى كرده‏اند.

گذشته از نص بر عصمت و امامت، در كتابهاى كلامى به دانش فراوان امام باقر علیه‏السلام - كه هرگز مورد رد و انكار نشد- استناد شده و بروز معجزات و كرامات شاهدى دیگر بر این امر خوانده شده است.(كلینى، ج 1، ص 469-472، كشى، ص 348، 356-360، بیاضى، ج 2، ص 182-185، مجلسى، 1403، ج 46، ص 233-286، 306-320، حر عاملى، 1357 ش، ج 5، ص 269-322)

آنچه اربلى(ج 2، ص 349-350)به نقل از حمیرى از ابو بصیر در شمار معجزات امام باقر علیه‏السلام روایت كرده و مجلسى نیز(1403، ج 46، ص 269)به پیروى از او همین كار را انجام داده، متضمن چند اشتباه تاریخى است و به ظن قوى، راجع به امام صادق علیه‏السلام مى‏شود.

بعد از وفات امام باقر علیه‏السلام جز اكثریت پیروان او كه امامت حضرت صادق علیه‏السلام را پذیرفتند، گروهى به امامت محمد بن عبد الله بن حسن معروف به نفس زكیه(مقتول در 145)معتقد شدند. اینان مرگ یا قتل او را انكار كرده مدعى بودند كه وى از دیده‏ها پنهان شده و همان مهدى است كه خروج خواهد كرد. مغیرة بن سعید از مبلغان این نظر بود و حتى برخى او را امام بعد از حضرت باقر علیه‏السلام مى‏دانستند كه پس از او امامى نخواهد آمد تا محمد بن عبد الله بن الحسن خروج كند. گروهى نیز به ابو منصور عجلى پیوستند و او را جانشین امام باقر علیه‏السلام خواندند.(على بن اسماعیل اشعرى، ج 1، ص 68-75، 96-97، نوبختى، ص 94-96، سعد بن عبد الله اشعرى، ص 76-77، براى تفصیل بیشتر-مغیریه، منصوریه، نفس زكیه)

برخى از نویسندگان متأخر، از جمله بغدادى(ص 59-60)و شهرستانى(ج 1، ص 147)از فرقه‏اى به نام باقریه یاد كرده‏اند كه پس از امام باقر علیه‏السلام فرد دیگرى را به امامت نپذیرفته‏اند. بغدادى درباره این گروه مى‏نویسد كه آنها ابو جعفر محمد بن على را مهدى منتظر مى‏دانند و در اثبات ادعاى خود به حدیث معروف جابر از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم استدلال مى‏كنند. به موجب این حدیث، كه پیشتر نیز به آن اشاره شد، پیامبر به جابر خبر داده بود كه محمد بن على را خواهد دید و از او خواسته بود كه سلام او را به وى برساند. بغدادى از قول آنان نوشته است كه سلام رساندن پیامبر به حضرت باقر علیه‏السلام دلالت بر مهدویت او مى‏كند. وى سپس این استدلال را رد كرده و مسلم بودن وفات امام باقر علیه‏السلام را نیز شاهد بر نادرستى آن ادعا دانسته است. صفدى(ج 4، ص 102-103)نیز همین مطالب را آورده است. اما شهرستانى باقریه را معتقدان به رجعت حضرت باقر مى‏داند و آنها را از آنجا كه آن حضرت را آخرین امام خوانده‏اند، با وصف«واقفه»(توقف كنندگان)یاد مى‏كند. با اینهمه، مهم این است كه در مآخذ شیعى یا منابع متقدم ملل و نحل، فرقه‏اى به این نام ذكر نشده و معلوم نیست كه این نام از چه وقت و بر چه اساسى وارد كتابهاى ملل و نحل متأخر شده است.

امام و شیعیان

شاگردان و پیروان امام باقر علیه‏السلام از جهات گوناگون اختلاف مرتبت داشتند. اوضاع خاص اجتماعى-سیاسى و وجود مخالفانى با انگیزه‏هاى مختلف،  پایدارى شیعیان را بر اعتقاد خود دشوار كرده بود تا آنجا كه برخى از آنها به دستاویز موضوعى بى‏اهمیت، دچار دودلى شدند و از امامت آن حضرت برگشتند.(كشى، ص 237-238) در این شرایط، آن حضرت از تربیت كسانى كه ضمن پایدارى بر اعتقاد شیعى بتوانند مبین و مدافع آراى شیعى در جامعه اسلامى باشند، به هیچ روى فروگذارى نمى‏كرد و بخصوص نسبت به كسانى چون محمد بن مسلم، زرارة بن اعین، حمران بن اعین و فضیل بن یسار كه از فرصتهاى مختلف براى فراگیرى دانشهاى اسلامى از امام باقر علیه‏السلام بهره مى‏جستند و در نشر آنها مى‏كوشیدند، تقدیر مى‏كرد و با این همه از آنان مى‏خواست كه همه آموخته‏هاى خود را به هر كسى نگویند و خصوصا مراقب مأموران دستگاه خلافت باشند.(كشى، ص 162، 178، 193، 213) همچنانكه فرزندش حضرت صادق علیه‏السلام نیز از آنها به نیكى یاد مى‏كرد و آنها را احیا كنندگان آثار پدرش مى‏خواند.(همان، ص 136-137)

امام همچنین شاعرانى چون كمیت را كه با سرودن اشعار در نشر افكار شیعه تلاش مى‏كردند تشویق مى‏كرد.(همان، ص 207-208، 245) به این ترتیب بود كه اقدامات و روشهاى مختلف امام باقر علیه‏السلام به شكل گیرى مجدد جامعه شیعى انجامید.

منابع‏

 محمد محسن آقا بزرگ تهرانى، الذریعه الى تصانیف الشیعه، چاپ على نقى منزوى و احمد منزوى، بیروت 1403/1983

 ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمد ابو الفضل ابراهیم، [مصر]1385-1387/1965-1967

 ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت 1399-1402/1979-1982

 ابن بابویه، علل الشرایع، نجف 1385

 ابن جوزى صفة الصفوة، بیروت 1399/1979

 ابن حجر عسقلانى، لسان المیزان، بیروت 1390/1971

 ابن حجر هیتمى، الصواعق المحرقة فى الرد على اهل البدع و الزندقه، چاپ عبد الوهاب عبد اللطیف، قاهره 1385/1965

ابن حنبل، مسند، استانبول 1402/1982

ابن خلكان، وفیات الاعیان و انباء ابناء الزمان، چاپ محمد محى الدین عبد الحمید، قاهره 1948-1949

ابن سعد، كتاب الطبقات الكبیر، چاپ ادوارد سخو، لیدن 1321-1347

ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم‏[1379]

ابن عساكر، ترجمة الامام زین العابدین على بن الحسین علیه‏السلام و تلیها ترجمة ابنه الامام محمد الباقر علیه‏السلام من تاریخ مدینة دمشق، چاپ محمد باقر محمودى، تهران 1413

ابن عماد، شذرات الذهب فى اخبار من ذهب، بیروت 1399/1979

ابن قتیبه، كتاب عیون الاخبار، بیروت‏[بى‏تا. ]

ابن منظور، لسان العرب، بیروت 1955-1956

ابن ندیم، كتاب الفهرست، چاپ رضا تجدد، تهران 1350 ش‏

احمد بن عبد الله ابو نعیم، حلیة الاولیاء و طبقات الأصفیاء، بیروت 1387/1967

على بن عیسى اربلى، كشف الغمه فى معرفة الائمة، بیروت 1401/1981

سعد بن عبد الله اشعرى، كتاب المقالات و الفرق، چاپ محمد جواد مشكور، تهران 1361 ش‏

على بن اسماعیل اشعرى، مقالات الاسلامین و اختلاف المصلین، چاپ محمد محى الدین عبد الحمید، [بى‏تا. ]1405/1985

محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت 1403/1983

محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخارى، استانبول 1981

عبد القاهر بغدادى، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محى الدین عبد الحمید، بیروت‏[بى‏تا. ]

احمد بن یحیى بلاذرى، انساب الاشراف، بیروت 1397/1977

على بن یونس بیاضى، الصراط المستقیم الى مستحقى التقدیم، چاپ محمد باقر بهبودى، تهران 1384

ابراهیم بن محمد بیهقى، المحاسن و المساوى، چاپ محمد ابو الفضل ابراهیم، قاهره‏[تاریخ مقدمه 1380/1961]

محمد تقى تسترى، قاموس الرجال، قم 1410

محمد بن عبد الله حاكم نیشابورى، المستدرك على الصحیحین، بیروت‏[بى‏تا. ]

محمد بن حسن حر عاملى، اثبات الهداة بالفصوص و المعجزات، چاپ هاشم رسولى، ج 5، با شرح و ترجمه فارسى احمد جنتى، تهران 1357 ش‏

محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشیعة، چاپ عبد الرحیم ربانى شیرازى، بیروت 1403/1983

محمد بن موسى دمیرى، حیاة الحیوان الكبرى، چاپ افست قم 1364 ش‏

محمد بن احمد ذهبى، سیر اعلام النبلاء، بیروت 1402-1409/1982-1988

محمد بن احمد ذهبى، الكشاف فى معرفة من له روایة فى الكتب السته، چاپ عزت على عبد عطیه و موسى محمد على موشى، قاهره 1392/1972

محمود بن عمر زمخشرى، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، چاپ سلیم نعیمى، قم 1410

سبط ابن جوزى، تذكرة الخواص، بیروت 1401/1981

محمد بن عبد الكریم شهرستانى، كتاب الملل و النحل، چاپ افست قم 1364 ش‏

خلیل بن ابیك صفدى، كتاب الوافى بالوفیات، ویسبادن 1962-1979

احمد بن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمد باقر موسوى خرسان، بیروت 1401/1981

فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، چاپ على اكبر غفارى، بیروت 1399/1979

محمد بن حسن طوسى، تلخیص الشافى، چاپ حسین بحر العلوم، قم 1394/1974

محمد بن حسن طوسى، رجال الطوسى، نجف 1380/1961

محمد بن حسن طوسى، مصباح المتهجد، بیروت 1411/1991

مرتضى عسكرى، معالم المدرستین، ج 2، تهران 1405

محمد بن ابراهیم عطار، كتاب تذكرة الاولیاء، چاپ نیكلسون، لیدن 1905، [تهران، بى‏تا. ]

على بن حسین علم الهدى، الذخیرة فى علم الكلام، احمد حسینى، قم 1411

على بن محمد علوى عمرى، المجدى فى انساب الطالبین، چاپ احمد مهدوى دامغانى، قم 1409

محمد فاضل لنكرانى، «مصاحبه با استاد آیت الله حاج شیخ محمد فاضل»، نور علم، دوره 3، ش 6(فروردین 1368 ش)

نعمان بن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام، چاپ آصف بن على اصغر فیضى، [قاهره‏]1963-1965

عباس قمى، منتهى الآمال، تهران‏[بى‏تا. ]محمد بن عمر كشى‏اختیار معرفة الرجال، [تلخیص‏]محمد بن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد 1348 ش‏

محمد بن یعقوب كلینى، الكافى، چاپ على اكبر غفارى، بیروت 1401

عبد الله مامقانى، تنقیح المقال فى علم الرجال، نجف 1349-1352

محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بحار الانوار، بیروت 1403

محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، مرآة العقول فى شرح اخبار آل الرسول، تهران 1363 ش‏

محمد بن محمد مرتضى زبیدى، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ عبد الستار احمد فراج. . . [و دیگران‏]، كویت 1385-1406/1965-1986

على بن حسین مسعودى، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ محمد محیى الدین عبد الحمید، مصر 1384-1385/1964-1965

محمد بن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد، قم 413

احمد بن على نجاشى، فهرست اسماء مصنفى الشیعة المشتهر برجال النجاشى، چاپ موسى شبیرى زنجانى، قم 1407

حسن بن موسى نوبختى، فرق الشیعه، ترجمه محمد جواد مشكور، تهران 1361 ش‏

على بن عثمان هجویرى، كشف المحجوب، چاپ ژوكوفسكى، تهران 1358 ش‏

احمد بن اسحاق یعقوبى، تاریخ الیعقوبى، بیروت‏[بى‏تا. ]

 به نقل از نور 2.5


مطالب پیشین


اطلاعات سایت

 

آمار بازدیدكنندگان
كل :



دانلود کلیپ
آیت الله خویی
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله تبریزی
آیت الله بهجت
آیت الله خامنه ای
آیت الله مجتهدی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله سید محمد شیرازی
آیت الله سید صادق شیرازی
آیت الله سیدان
آیت الله بهاء الدینی
آیت الله سبحانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله دستغیب
مرحوم فلسفی
مرحوم کافی
مرحوم خبازیان
علامه عسگری
علامه کرباسچیان
علامه جعفری
علامه طباطبایی
استاد مطهری
شیخ حسین انصاریان
حجت الاسلام هاشمی نژاد
حجت الاسلام افتخار زاده
حجت الاسلام معاونیان
حجت الاسلام فائق
حجت الاسلام میرباقری
حجت الاسلام رفیعی
حجت الاسلام قرائتی

اشعار
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت مهدی (عج)

زندگی نامه معصومین
حضرت محمد(ص)
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسن (علیه السلام)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام سجاد (علیه السلام)
امام محمد باقر (علیه السلام)
امام جعفر صادق (علیه السلام)
امام موسی کاظم (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت امام جواد (علیه السلام)
حضرت امام هادی (علیه السلام)
امام حسن عسگری (ع)
حضرت مهدی (عج)

اخبار شیعیان

پابرهنه و محجبه شدن ملکه انگلیس در امارات + تصاویر
کسی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها) جسارت کند، کافر است
تصویری منتشر نشده از آیت الله سید علی سیستانی
انتقاد آیت الله جوادی ‌آملی از برخی بزرگان اهل ‌سنت
آیت الله سید صادق روحانی: ما در مورد اصل ولایت و امامت جان خود را فدا می کنیم اما با هیچ کس سازش نمی کنیم
ایراد آیت‌الله جوادی‌آملی بر منشور حقوق بشر
adapt: www.shia-news.com


نظر سنجی
به نظر شما كدام یك از گزینه های زیر به تشیع ضرر بیشتری زده اند ؟





العلماء باقون ما بقی الدهر

مراجع تقلید

آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانیآیت الله سید علی سیستانیآیت الله محمد تقی بهجت آیت الله سید علی خامنه ایآیت الله لطف الله صافی گلپایگانیآیت الله علی صافی گلپایگانیآیت الله سید صادق شیرازی

پیوند ها

موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر
وحدت و تفرقه
کوثر (حضرت فاطمه زهرا)
پایگاه پاسخگویی به سوالات دینی
همه چیز درباره امام عصر (عج)
امام حسن مجتبی (علیه السلام)
مرکز دانلود صوت و فیلم مذهبی
سایت بحار
پایگاه جامع تفسیر صوتی قرآن كریم
پایگاه اخبار علما
یا مهدی
پایگاه فرهنگی آخرین وارث
درد دل با خدا
توحید
پایگاه آموزشی خبریIT گل نرگس
آخر الزمان


صفحه خانگی

Powered By www.tashayo.net | سایت تشیع (شیعه)