تبلیغات

پایگاه اطلاع رسانی شیعیان

امان از هجر بی پایان مهدی * غروب جمعه و هجران مهدی * امان از آن زمانی كه بیفتد * به روی نامه ام چشمان مهدی * دلش میگیرد و با چشم گریان * بگوید این هم از یاران مهدی

 
 
موضوعات سایت
قرآن
تفسیر سوره یس

نهج البلاغه
خطبه بدون الف
خطبه بدون نقطه

صحیفه سجادیه
نیایش برای طلب آمرزش گناهان‏
نیایش و دعا برای پدر و مادر

شیعه شناسی
آغاز پیدایش شیعه و کیفیت آن
تاریخچه شیعه
دلایل اثبات مکتب شیعه
غدیر حقیقتی انکار نشدنی

وهابیت
شبهات و پاسخ به آن ها
بنیان گذاران عقائد
فتوای وجوب تخریب قبور ائمه
فتوای تکفیر شیعیان
پشت پرده وهابیت
فتواهای خنده دار
تصاویری از جنایات

بیانیه های مراجع تقلید
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله سیستانی

پیامک (SMS)
درباره حضرت مهدی
مناسبت های مذهبی

برخی از احکام شرعی
گوش دادن به موسیقی


پاسخ به شبهات فاطمیه

چرا حضرت علی (علیه السلام) از همسرشان دفاع نکردند؟

چرا با وجود حضرت علی (علیه السلام) حضرت فاطمه (سلام الله علیها) پشت در رفتند؟

آیا حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین (عمر و ابوبکر) راضی شدند؟

آیا خانه های مدینه در های چوبی داشت؟

آیا فقط تهدید به آتش زدن خانه انجام گرفته است؟

آیا شهادت محسن با این سخن پیامبر که خطاب به فاطمه زهرا (س) فرمود: تو نخستین کس از اهل بیتم هستى که به من ملحق مى‌شوی، در تعارض نیست؟

آیا عمر بن خطاب به حضرت زهرا جسارت کرده است؟

چرا بنی هاشم و انصار از حضرت زهرا (سلام الله علیها) دفاع نکردند؟


از ولادت تا ظهور

یا مهدی

زندگی نامه
دعاها و زیارات
شعر ها
اسامی و القاب
نشانه های ظهور
دوران غیبت

جستجو


ذکر ایام هفته


شهادت زهرا افسانه نیست

 شهادت
دانلود کلیپ صوتی کوتاهی از بررسی جریان و حوادث شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به نقل از کتب معتبر اهل سنت و دلیل صبر حضرت علی (ع) بر این حادثه

تعظیم شعائر حسینی

 شهادت
مجموعه ای از کلیپ ها و سخنرانی هایی کوتاه از مراجع عظام و علما درباره تعظیم شعائر حسینی و بررسی برخی هجمه های وارد بر نحوه عزاداری + کلیپ مداحی و روضه خوانی

کلام نور


پایگاه اطلاع رسانی تشیع



پاسخ اینترنتی به شبهات ، مسائل شرعی و مطالب و کلیپ های درخواستی

ارسال پیام و درخواست از ما

زندگی نامه امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب،  امام دوم از ائمه اثنى عشر،  و چهارمین معصوم از چهارده معصوم (ع)،  فرزند نخست على بن ابى طالب (ع) و حضرت فاطمه (ع) است. تولد آن حضرت بنا به قول بیشتر مورخان در مدینه و در روز سه شنبه 15 رمضان سال سوم هجرى اتفاق افتاده است.

 امام حسن (ع) یكى از پنج تن آل عبا از اهل بیت رسول گرامى (ص) بود كه آیه تطهیر: إنما یرید اللّه لیذهب عنكم الرجس أهل البیت و یطهركم تطهیرا (احزاب،  33) در شأن ایشان نازل گردیده است. به روایت عایشه،  رسول اكرم (ص) على و فاطمه و حسن و حسین (ع) را در زیر كساء خود جمع،  و آیه تطهیر را تلاوت كرد و فرمود:  «اینها اهل بیت منند.» در حدیثى دیگر فرمود :  «این چهار تن آل محمدند،  با هر كس در جنگ باشند من هم با او در جنگم و با هر كه در آشتى باشند من نیز در آشتى هستم.»

 نام حسن و حسین را خود حضرت رسول (ص) تعیین فرموده و در گوش ایشان اذان گفته و برایشان عقیقه كرده است. ظاهرا نامهاى حسن و حسین در عرب سابقه نداشته است و انتخاب این دو نام به ابتكار خود حضرت رسول (ص) بوده است. بنا به بعضى از روایات كه منطقى به نظر مى‏رسد حضرت امیر (ع) با وجود حضرت رسول (ص) و به احترام ایشان خود مبادرت به نامگذارى فرزندان خود نكرده است و به همین دلیل روایاتى را كه به موجب آن حضرت امیر (ع) در آغاز نامهاى دیگرى به فرزندان خود داده بوده است باید با احتیاط تلقى كرد.

 گفته‏اند كه نامهاى حسن و حسین در میان عرب مرسوم نبوده است و آنچه بوده است«حَسْن» (به فتح حاء و سكون سین) و«حَسین» (به فتح حاء) بوده است. ازهرى گفته است كه حسن نام تپه‏اى ریگى در دیار بنو تمیم،  و حسن و حسین بطور كلى به معنى كوه ریگى یا تپه ریگى بلند بوده است. (لسان العرب ذیل«حسن»)

 بنا بر روایات زیادى امام حسن (ع) شبیه‏ترین مردم به رسول خدا (ص) بوده است. حضرت رسول (ص) این دو سبط خود را زیاد دوست مى‏داشت و پاره تن خود و دو گل خوش بوى خویش مى‏نامید،  آنها را بر شانه‏هاى خود سوار مى‏كرد و بر زمین خم مى‏شد تا بر او سوار شوند. در سجده اجازه مى‏داد به پشت او بپرند و بازى كنند و بخاطر آنها خطبه را قطع مى‏كرد و از منبر به زیر مى‏آمد.

 حسنین محبوبترین اهل بیت بودند. رسول اكرم (ص) ایشان را دو پسر خود و سید جوانان بهشت و زینت آن و دو گوشواره عرش خواند و نسل خود را از پشت آن دو معرفى كرد و در مباهله با نصاراى نجران على و فاطمه و حسنین را با خود برد و به حكم قرآن ( آل عمران،  61) حسنین را پسران خود نامید.

 ذهبى در وصف حضرت (سیر اعلام النبلاء،  3/253) گوید: این امام (یعنى امام حسن)،  بزرگمنش،  زیباروى،  عاقل،  متین،  سخى،  نیكوكار،  متدین،  متقى،  با حشمت و از هر كس فاضلتر،  پارساتر و فداكارتر بود. هرگز سخن دل‏آزار بر زبان نیاورد و به اتفاق همه مورخین كسى جز سخن راست از او نشنید .روانى طبع و بلاغت و تبحر او در قرآن و حدیث و كلام عرب تا جایى بود كه معاویه شامیان و طرفداران خود را از بحث و احتجاج با آن حضرت بر حذر مى‏داشت. در حلم و اغماض وارث بر حق پدر بود .

 در وصف آن حضرت گفته‏اند كه پانزده بار حج به جاى آورد و بیشتر آن را از مدینه تا مكه با پاى پیاده طى كرد.

 درباره سخاوت آن حضرت نیز روایات زیادى آمده است. از جمله روایت محمد بن حبیب در امالى است كه به موجب آن حضرت امام حسن (ع) دو بار هر چه داشت به فقرا داد (خرج من ماله مرتین) و سه بار مال خود را با خدا به دو نیم كرد و نیمى را در راه او انفاق نمود.

 پس از شهادت حضرت امیر (ع) مردم كوفه با امام حسن (ع) بیعت كردند. به روایت طبرى نخستین كسى كه با او بیعت كرد قیس بن سعد بن عباده انصارى بود و بنا به روایت مداینى نخستین كسى كه مردم را به بیعت امام حسن (ع) فراخواند عبد اللّه بن عباس بود.( این روایت با روایات دیگرى كه مى‏گویند عبد اللّه بن عباس در حین شهادت حضرت امیر (ع) در كوفه نبود سازگار نیست.) پس از آن سایر مردم شامل مهاجرین و انصار ساكن كوفه و دیگر مردم این شهر با آن حضرت بیعت كردند.

 امام حسن (ع) در زمان حیات پدر بزرگوار خود یعنى از جنگ صفین و قضیه حكمین،  سستى و تزلزل رأى بیشتر مردم كوفه را در جنگ با معاویه به خوبى درك كرده بود و مى‏دانست كه مردم كوفه از سخت گیرى امام على (ع) در تقسیم بیت المال و رفتار سخت او حتى با خانواده و خویشان خود در مورد اموال عمومى ناراحت،  و با حسرت طالب معاویه هستند كه در بذل بیت المال مرزى شرعى و قانونى نمى‏شناسد،  اصحاب خود را غرق مال و نعمت مى‏كند و بزرگانى را كه در اطراف امام على (ع) هستند با اموال گزاف مى‏فریبد.

 كسانى كه صرفا اهل تقوى بودند و آرزویى بجز اجراى دقیق احكام الهى نداشتند در میان اصحاب حضرت امیر (ع) كم بودند و به تدریج كمتر مى‏شدند. معاویه از سستى و تزلزل یاران امام على (ع) جرأت و جسارت بیشترى بدست آورد و اطراف بصره و كوفه را غارت كرد و هر چه امیرالمؤمنین (ع) اصحاب خود را به جهاد و مقابله با دشمن ترغیب فرمود چیزى جز سستى از ایشان ندید.

 شهادت حضرت على (ع) به دست یكى از خوارج بر دلسردى و نومیدى امام حسن مجتبى (ع) افزود و از اینكه بتواند در چنین محیط آلوده‏اى با سپاهیان منظم و مصمم معاویه بجنگد مأیوس شد. در نتیجه امام تصمیم گرفت خلافت را تحت شرایطى به معاویه بازگذارد.

 شرایط صلح را به گونه‏هاى مختلف نوشته‏اند و مفصلتر از همه روایتى است كه شیخ صدوق از كتاب الفروق بین الأباطیل و الحقوق تألیف محمد بن بحر الشیبانى نقل كرده است و مجلسى در بحار الانوار (10/101) آورده است. به موجب این روایت حسن بن على (ع) با معاویه بیعت كرد به این شرط كه «او را امیر المؤمنین نخوانَد و پیش او شهادتى ندهد،  معاویه شیعه امام على (ع) را تعقیب نكند و ایشان را امان و زنهار دهد،  بدى به ایشان نرساند،  هر كه از ایشان صاحب حقى باشد آن حق را به او باز گرداند و یك میلیون درهم به فرزندان كسانى كه در جنگهاى صفین و جمل در ركاب امام على (ع) كشته شده‏اند از خراج داراب گرد بدهد». معاویه تمام این شروط را پذیرفت ولى به هیچیك از آنها وفا نكرد.

 در فصول المهمة ابن الصباغ مالكى صلحنامه چنین آمده است: حسن بن على با معاویة بن ابى سفیان صلح كرد به این شرط كه ولایت مسلمانان را به او بسپارد و معاویه با مسلمانان به موجب كتاب خدا و سنت رسول عمل كند و معاویه كسى را پس از خود ولى عهد نكند و مردم در همه جا در امان باشند و اصحاب و شیعه على بر جان و مال و زن و فرزند خود در امان باشند. معاویه عهد و میثاق مى‏بندد كه در نهان و آشكار با حسن و برادرش حسین و اهل بیت رسول بد نیندیشد و كسى از ایشان را در جهان نترساند. به گفته طبرى یكى از شروط امام حسن آن بود كه آنچه در بیت المال كوفه موجود است در اختیار او باشد و این موجودى پنج میلیون درهم بود.

 ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین درباره وقایعى كه منجر به صلح امام حسن (ع) با معاویه گردید روایاتى مفصلتر از آنچه طبرى و دیگران آورده‏اند نقل كرده است و نكاتى در آن هست كه ما را به صحت آن مطمئنتر مى‏سازد.

 بنابر این روایت،  پس از بیعت مردم با امام حسن (ع) نامه‏هایى میان آن حضرت و معاویه رد و بدل شد و سرانجام هر دو طرف تصمیم به جنگ گرفتند. معاویه بخشنامه‏اى به اطراف فرستاد و در آن به خاطر قتل امام على (ع) خدا را سپاس گفت و از اینكه در میان یاران امام على (ع) تفرقه و نفاق افتاده است اظهار خرسندى كرد. در این نامه معاویه اعلام كرد كه نامه‏هاى اشراف و بزرگان سپاه امام على (ع) به او مى‏رسد كه از او براى خود و عشایر خود امان مى‏خواهند. معاویه از مردم خواست كه همه با سپاه و سلاح بسوى او بروند زیرا خداوند اهل بغى و عدوان را هلاك كرده است. پس از آن با سپاه خود تا پل منبج حركت كرد و امام حسن (ع) نیز آماده حركت به سوى او گردید و حجر بن عدى را از پیش فرستاد تا مردم و كارداران را براى حركت به میدان جنگ آماده سازد. سپس حاضران را فرا خواند و آنان را به جهاد دعوت كرد. كسى پاسخ نداد تا آنكه عدى بن حاتم مردم را ملامت كرد و خود روى به امام كرد و اطاعت خود را اعلام داشت. پس از او قیس بن سعد بن عباده و معقل بن قیس ریاحى و زیاد بن صعصعه تیمى به پا خاستند و مردم را به جهت سكوتشان سرزنش كردند و آمادگى خود را اعلام داشتند. امام آماده قتال شد و از كوفه بیرون آمد و عبید الله بن عباس را با دوازده هزار تن از پیش فرستاد و وصایایى به او فرمود و خود نیز حركت كرد تا به ساباط مدائن رسید. در آنجا خطبه‏اى خواند كه از مضمون آن میل به مصالحه استشمام مى‏شد. مردم با شنیدن این خطبه به یكدیگر نگاه كردند و گفتند گمان ما این است كه او مى‏خواهد با معاویه آشتى كند و امر خلافت را به او تسلیم كند،  او كافر شد.

 پس به سراپرده او ریختند و آن را غارت كردند،  سجاده او را از زیر پایش كشیدند و عبایش را از دوشش برداشتند. در این میان جمعى از شیعه و اطرافیانش او را احاطه كرده و از دست حمله كنندگانش باز داشتند ولى او را به سبب سخنانى كه گفته بود ملامت كردند و به ضعفش منسوب داشتند.

 پس از آن مردى به نام جراح بن سنان گفت: اللّه اكبر،  اى حسن تو نیز مانند پدرت مشرك شدى! و با آلتى كه در دستش بود زخمى بر ران او زد و آن حضرت شمشیر خود را به او حواله كرد و هر دو به زمین افتادند. در این میان مردم جمع شدند و جراح بن سنان را كشته و امام را بر روى تختى تا مداین حمل كردند. امام نزد والى آنجا به نام سعد (یا سعید) بن مسعود ثقفى (عموى مختار بن ابى عبیده ثقفى) به معالجه پرداخت تا خوب شد.

 چنانكه از این روایت بر مى‏آید اطرافیان امام حسن بر سه دسته بودند:

 گروهى كه اكثریت با آنها بود همانها بودند كه چون امام دعوت به جهاد فرمود ساكت شدند و عدم رضایت خود را با این سكوت اظهار كردند.

گروه دوم دوستان وفادار او بودند ولى این دسته نیز چون خطبه او را در ساباط مدائن كه بوى آشتى مى‏داد شنیدند او را بر ضعفى كه نشان داده بود ملامت كردند.

 گروه سوم كسانى بودند كه با شنیدن این خطبه به خشم آمدند و او را مشرك خواندند و یكى از ایشان مى‏خواست او را بكشد. این گروه سوم - كه در اقلیت بودند - همان خوارج بودند كه به امید جنگ با معاویه با امام بیعت كرده بودند و چون تردید او را دیدند او را هم مانند پدرش مشرك خواندند و دست به غارت اموال او زدند.

 دسته اول در برابر جسارت این گروه كوچك اقدامى نكرد و فقط شیعیان خالص او از او حمایت كردند آنهم با سرزنش و ملامت! بنابر این امام حسن (ع) میان گروهها و دسته‏هایى كه هواها و آمال و اهداف گوناگونى داشتند گرفتار شده بود و نمى‏توانست با وسایلى كه منطبق بر امر دین و احكام الهى باشد همه این گروهها را راضى سازد.

 از سوى دیگر مى‏دانست كه در برابر كسى قرار دارد كه در رسیدن به اهداف خود از هیچ وسیله و واسطه‏اى ابا ندارد و از این راه مسلما بر او غلبه خواهد كرد.واضح است كه اگر این غلبه در اثر جنگ باشد نتیجه آن براى او و خانواده و شیعیانش بسیار گران تمام خواهد شد و به همین جهت تصمیم به مصالحه گرفت.

 بنا بر روایت ابو الفرج در مقاتل الطالبیین معاویه عبید اللّه بن عباس را - كه امام او را در مقدمه لشكر فرستاده بود - با یك میلیون درهم بفریفت و او شبانه سپاه خود را ترك كرد و داخل سپاه معاویه شد.

 در این میان معاویه دو تن از اصحاب خود را پیش امام فرستاد و او را دعوت به آشتى كرد و شرایطى در برابر صرف نظر كردن امام از خلافت به او وعده داد كه از جمله آن بود كه از امام على (ع) جز به نیكى یاد نكند و به شیعیان ایشان آزارى نرساند.

 آن دسته از یاران امام كه از موافقت امام ناراضى بودند او را ملامت مى‏كردند و از این واقعه كه پیش آمده بود گریه مى‏كردند و حتى یك تن از اصحابش او را«مذل-المؤمنین» (خوار كننده مؤمنان) خواند.

 گفته شده معاویه پس از موافقت امام روى به كوفه نهاد و در نخیله خطبه‏اى براى مردم كوفه ایراد كرد و گفت: «من با شما جنگ نكردم كه نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج كنید و زكات بدهید. من با شما براى آن جنگیدم كه بر شما حكومت كنم و خداوند این را با آنكه شما نمى‏خواستید به من عطا فرمود و هر چه به حسن بن على داده‏ام (یعنى وعده كرده‏ام) زیر این دو پایم مى‏گذارم و به آن وفا نمى‏كنم».

 معاویه همان طور كه در روایت فوق ذكر شده به شروطى كه با امام كرده بود وفا نكرد كه مهمتر از همه ناسزا گفتن به حضرت امیر (ع) و تعقیب دوستان آن حضرت از جمله قتل حجر بن عدى بود.

 در احتجاج طبرسى روایتى از زید بن وهب جهنى هست كه در آن امام حسن (ع) علت مصالحه خود را با معاویه بیان فرموده است.

 زید بن وهب مى‏گوید: «پس از آنكه حسن بن على را زخم زدند در مدائن پیش او رفتم در حالى كه از درد مى‏نالید. گفتم اى پسر رسول خدا رأى تو چیست و چه مى‏بینى كه مردم در كار خود متحیر مانده‏اند. ایشان فرمودند:  معاویه به نظر من از این كسانى كه مى‏پندارند شیعه من هستند بهتر است. اینها آهنگ كشتن مرا كردند و بار و بنه مرا غارت كردند و مال مرا گرفتند. اگر از معاویه پیمانى بگیرم كه خون خود را حفظ كنم و براى خانواده خود امان بگیرم بهتر از آن است كه اینها مرا بكشند و خانواده مرا از بین ببرند. به خدا كه اگر من با معاویه بجنگم اینها گردن مرا مى‏گیرند و مرا به او تسلیم مى‏كنند. اگر من با معاویه در حال عزت صلح كنم بهتر از آن است كه او مرا در حال اسارت بكشد و یا بر من منت بگذارد و مرا نكشد و این ننگ تا آخر دنیا بر بنى هاشم بماند و معاویه و فرزندانش بر زنده و مرده ما منت بگذارند.»

 در همین كتاب (احتجاج 2/12) آمده است كه راوى مى‏گوید: «پیش حسن بن على رفتم و گفتم اى پسر رسول خدا ما را خوار ساختى و ما شیعیان را برده و بنده كردى. فرمود چرا؟ گفتم براى اینكه امر خلافت را به معاویه تسلیم كردى. فرمود به خدا كه من خلافت را براى آن تسلیم كردم كه براى خود یارانى نیافتم و اگر یارانى مى‏یافتم شب و روز با او مى‏جنگیدم تا خداوند میان من و او حكم كند. ولى من مردم كوفه را شناختم كه در سخن و در عمل پاى بند عهد و پیمان نیستند،  به ما مى‏گویند كه دل ما با شما است اما شمشیرهایشان بر روى ما آخته است».

 این نقلها بیانگر این حقیقت است كه امام واقعا چاره‏اى جز مصالحه و تسلیم خلافت به معاویه نداشته است.

 اما از لحاظ اعتقادات شیعه مسأله به گونه دیگرى است: امام حسن (ع) امام معصوم مفترض الطاعه است و همه كارهاى او بر اساس دستورهاى الهى و مصالح عالیه دینى است. امام از اسرار غیب و پشت پرده آگاه است و هر چه او كند همان صحیح است. در این باب روایات زیادى هست كه براى اطلاع بیشتر باید به كتب مفصل رجوع كرد.

 مثلا روایتى در احتجاج طبرسى هست كه چون امام با معاویه آشتى فرمود بعضى از مردم او را بر این كار سرزنش كردند. امام فرمود: «به خدا نمى‏دانید كه من چه كردم. آنچه من كردم براى شیعه من از همه آنچه آفتاب بر آن طلوع كند یا غروب كند بهتر است. آیا نمى‏دانید كه من امام مفترض الطاعه شما و یكى از دو سرور جوانان اهل بهشت به نص رسول خدا هستم؟ گفتند بلى. بعد حضرت اشاره به قصه موسى و خضر كه در قرآن آمده است فرمود و گفت آیا نمى‏دانید كه چون خضر آن كشتى را سوراخ كرد و آن دیوار را اصلاح نمود و آن كودك را كشت موسى (ع) در خشم آمد؟ موسى (ع) علت و حكمت این كارها را نمى‏دانست ولى این كارهاى خضر همه از روى حكمت و عین صواب بود.»

 سید مرتضى در تنزیه الانبیاء مطالبى در توجیه مصالحه امام آورده است كه قسمتى از آن همان است كه پیشتر نیز گفته شد و از جمله آنها دلیل امامت است. وى در این باب مى‏گوید: «از روى ادله ظاهره و قاهره ثابت شده است كه او معصوم مؤید است و باید در برابر همه كارهاى او سر فروآورد و آن را حمل بر صحت كرد اگر چه توجیه آن به تفصیل معلوم نباشد یا در ظاهر چیزى باشد كه سبب نفرت نفوس گردد. سید مرتضى پس از بیانات مفصل مى‏گوید: امام خود را از امامت خلع نكرد زیرا امامت پس از حصول آن از او سلب نمى‏شود. حتى بیشتر اهل سنت نیز مى‏گویند كه امام خود را نمى‏تواند خلع كند و فقط از راه اختیار كامل این كار را مى‏تواند بكند و اگر از راه ناچارى و اكراه خود را خلع كرد این خلع تأثیرى ندارد. نیز امام امر خلافت را به معاویه تسلیم نفرمود بلكه متاركه جنگ كرد و این به جهت نبودن یار و یاور بود. اما بیعت او با معاویه به معنى رضایت ظاهرى و خوددارى از نزاع بود همچنانكه حضرت امیر (ع) نیز با خلفاى سه گانه بیعت كرد ولى این بیعت به معنى رضایت باطنى و طیب نفس نبود،  چنانكه رفتار و گفتار او بعدها شاهد این مدعا است.

 سید مرتضى سپس اخذ عطایا و هدایایى را كه معاویه براى ایشان مى‏فرستاد نیز توجیه كرده است. (مراجعه كنید به بحار الانوار،  10/106-107)

 به هر حال امام حسن (ع) خلافت را به معاویه باز گذاشت و خود به مدینه مراجعت فرمود. بنا به گفته ابو الفرج اصفهانى معاویه مى‏خواست براى فرزند خود یزید بن معاویه بیعت بگیرد و با وجود امام حسن (ع) و سعد بن ابى وقاص جرأت چنین كارى را نداشت تا آنكه هر دو را مسموم ساخت و پس از آن،  زمینه جهت بیعت گرفتن براى یزید آماده گردید. معاویه امام حسن (ع) را توسط جعده همسر ایشان كه دختر اشعث بن قیس كندى بود مسموم ساخت. معاویه به او وعده داده بود كه در صورت مسموم ساختن امام،  او را به همسرى یزید درآورد و صد هزار درهم براى او فرستاد. اما معاویه پس از مسموم شدن امام به شرط ازدواج او با یزید وفا نكرد و گفت مى‏ترسم با پسر من همان كارى را بكند كه با پسر رسول خدا (ص) كرد.

 جسد مطهر امام (ع) را مى‏خواستند بنا به وصیتش در جوار رسول خدا(ص) دفن كنند ولى مروان بن حكم نگذاشت و مى‏گویند عایشه نیز مخالفت كرد. امام در ساعات واپسین عمر با اینكه ظن قوى داشت كه به دست همسرش جعده مسموم شده است نگذاشت او را قصاص كنند و عذاب وجدان را كه با خلف وعده معاویه توأم مى‏شد و تا آخر عمر سرافكنده‏اش مى‏داشت براى جعده كافى دانست.

 براى امام حسن (ع) پانزده فرزند پسر و دختر از مادران مختلف شمرده‏اند اما نسل آن حضرت فقط از دو فرزند ذكور او مانده است،  یكى حسن بن حسن معروف به حسن مثنى و دیگرى زید بن الحسن. چند تن از فرزندان آن حضرت در كربلا به شهادت رسیدند.

منابع:

شرح نهج البلاغه،  ابن ابى الحدید،  ج 16

مقاتل الطالبیین،  29-50

بحار الانوار،  ج 10

احتجاج طبرسى،  ج 2

سیر اعلام النبلاء،  ذهبى،  3/253

اعیان الشیعة،  1

لسان العرب ماده«حسن»

شرح باب حادى عشر،  69-89

الغدیر،  11/5

كشف الاسرار،  8/45

المستدرك،  3/137

مسند،  ابن حنبل،  1/101

اسد الغابة،  5/269.

 به نقل از نور 2.5


مطالب پیشین


اطلاعات سایت

 

آمار بازدیدكنندگان
كل :



دانلود کلیپ
آیت الله خویی
آیت الله وحید خراسانی
آیت الله تبریزی
آیت الله بهجت
آیت الله خامنه ای
آیت الله مجتهدی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله سید محمد شیرازی
آیت الله سید صادق شیرازی
آیت الله سیدان
آیت الله بهاء الدینی
آیت الله سبحانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله دستغیب
مرحوم فلسفی
مرحوم کافی
مرحوم خبازیان
علامه عسگری
علامه کرباسچیان
علامه جعفری
علامه طباطبایی
استاد مطهری
شیخ حسین انصاریان
حجت الاسلام هاشمی نژاد
حجت الاسلام افتخار زاده
حجت الاسلام معاونیان
حجت الاسلام فائق
حجت الاسلام میرباقری
حجت الاسلام رفیعی
حجت الاسلام قرائتی

اشعار
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت مهدی (عج)

زندگی نامه معصومین
حضرت محمد(ص)
حضرت امیرالمومنین (ع)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)
امام حسن (علیه السلام)
امام حسین (علیه السلام)
حضرت امام سجاد (علیه السلام)
امام محمد باقر (علیه السلام)
امام جعفر صادق (علیه السلام)
امام موسی کاظم (علیه السلام)
حضرت امام رضا (علیه السلام)
حضرت امام جواد (علیه السلام)
حضرت امام هادی (علیه السلام)
امام حسن عسگری (ع)
حضرت مهدی (عج)

اخبار شیعیان

پابرهنه و محجبه شدن ملکه انگلیس در امارات + تصاویر
کسی که به حضرت زهرا (سلام الله علیها) جسارت کند، کافر است
تصویری منتشر نشده از آیت الله سید علی سیستانی
انتقاد آیت الله جوادی ‌آملی از برخی بزرگان اهل ‌سنت
آیت الله سید صادق روحانی: ما در مورد اصل ولایت و امامت جان خود را فدا می کنیم اما با هیچ کس سازش نمی کنیم
ایراد آیت‌الله جوادی‌آملی بر منشور حقوق بشر
adapt: www.shia-news.com


نظر سنجی
به نظر شما كدام یك از گزینه های زیر به تشیع ضرر بیشتری زده اند ؟





العلماء باقون ما بقی الدهر

مراجع تقلید

آیت الله حاج شیخ حسین وحید خراسانیآیت الله سید علی سیستانیآیت الله محمد تقی بهجت آیت الله سید علی خامنه ایآیت الله لطف الله صافی گلپایگانیآیت الله علی صافی گلپایگانیآیت الله سید صادق شیرازی

پیوند ها

موسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر
وحدت و تفرقه
کوثر (حضرت فاطمه زهرا)
پایگاه پاسخگویی به سوالات دینی
همه چیز درباره امام عصر (عج)
امام حسن مجتبی (علیه السلام)
مرکز دانلود صوت و فیلم مذهبی
سایت بحار
پایگاه جامع تفسیر صوتی قرآن كریم
پایگاه اخبار علما
یا مهدی
پایگاه فرهنگی آخرین وارث
درد دل با خدا
توحید
پایگاه آموزشی خبریIT گل نرگس
آخر الزمان


صفحه خانگی

Powered By www.tashayo.net | سایت تشیع (شیعه)